قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٢٩
چيست؟ و پيداست كه گوينده آنها (تبارك و تعالى) هم نميخواسته است معناى اين گفتارها بر هر كسى در هر دورهاى معلوم باشد. گاهى ميشود كه گوينده عمدا و دانسته مقصودش را ابهام آميز و مرموز بيان كند ...
مطلب ايشان با ما بعد آيات كه راجع بحدوث قيامت است كاملا درست در ميايد و اين تغيير و تحوّل آمدن قيامت را نشان ميدهد يعنى روزيكه اين نظم و اين تحوّلات بآخر رسيد زمين ميلرزد و نظام از بين ميرود.
و خلاصه آنكه: نيروهاى عالم ميكشند و موادّ كشيده ميشوند و براه ميافتند و در راه مقصود خداوندى پيش ميروند و تدبير امر ميكنند. و نتيجه نزع و نشط و سبح عبارت است از پيش رفتن در مقصود و رسيدن بآن. معنى آيات چنين ميشود: قسم بآنهائيكه بسختى ميكنند و آنهائيكه بطرز مخصوصى كنده و رها ميشوند و آنهائيكه بطور مرموز شنا ميكنند پس آنهائيكه پيش ميروند و بعد تدبير امر ميكنند.
دثر: دِثَار (بكسر اوّل) لباسى است كه روى لباسها بر تن كنند. و لباسى است كه شخص در خواب آنرا بروى خود ميكشد (اقرب) يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ مدّثّر ١ يعنى اى جامه بخويش پيچيده بر خيز و انذار كن. گويند وقت نزول آيه آنحضرت لباسى بر خود پيچيده و استراحت كرده بود و اصل آن متدثّر و ثاء در دال ادغام شده است اين كلمه تنها يكبار در قرآن آمده است.
دحر: طرد. راندن بقهر «دَحَرَهُ دَحْراً و دُحُوراً: طرده و أبعده و دفعه» قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً اعراف: ١٨ گفت از آنجا بيرون شو در حاليكه مذموم و مطرود از رحمت هستى.
وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ دُحُوراً صافات: ٩ دحور چنانكه گفته شد مصدر است بمعنى طرد و آن در آيه شريفه مصدر فعل مقدّر