قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٢٨
كرده است. و يا صفت مذكّر لا يعقل است مثل مرفوعات، منصوبات، مجرورات، و ايّام خاليات و يقينى است كه ملائكه اولو العقلاند. بنا بر اين آنچه گفتهاند مراد از آنها ملائكه است قابل قبول نيست. و خبر قطعى و يقينى نيز در اين باره نداريم.
ترجمه الفاظ آيات از اين قرار است نزع: كندن و قلع كردن.
غرق: سختى. نشط: جذب و خروج.
سبح: شنا كردن. مدبّرات: تدبير كنندگان.
نا گفته نماند در جريان امور عالم عواملى در كار است كه بوسيله آنها امور عالم تدبير ميشود مثلا دانه گندم كه كاشته شد نيروى جذب موادّ را بسوى آن جذب ميكند «وَ النَّازِعاتِ» موادّ نيز در اثر انفعال بسوى آن كشيده ميشوند و از مخزن خود خارج ميگردند «وَ النَّاشِطاتِ» آنگاه موادّيكه از زمين و هوا جذب شده ريشه و ساقه درست كرده و در آن روان ميشوند «وَ السَّابِحاتِ» و بسوى مقصد و بارورى پيش ميروند «فَالسَّابِقاتِ» و آنگاه بوسيله همان نيروها دانهها در دسترس قرار ميگيرند «فَالْمُدَبِّراتِ».
يا مثلا بادها از بالاى اقيانوسها هواهاى مرطوب را كه همان ابرها هستند قلع ميكنند و ابرها نيز قلع ميشوند و براه ميافتند و سپس در بالاى جوّ شناكنان بطرف خشكيها پيش ميروند و باران ميبارد و تدبير امر ميشود.
پس ميشود گفت: كه مراد از اين اوصاف نيروها و موادّ عالم است كه در تحت شرايط مخصوص بامر خدا جابجا ميشوند و تدبير امر ميكنند.
در كتاب آغاز و انجام جهان ص ٨٧ ببعد اين اوصاف را باتمهاى ماده عالم تفسير نموده و در باره آن بتفصيل سخن گفته است و نيز ميگويد معناى آيات كريمه مذكوره خيلى مبهم است و در آنها روشن نشده است كه مقصود از آنها