قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١٩
است. مثل ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها بقره: ١٠٦ و نحو وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى بقره: ١٩٧ بايد ميان آندو با بودن «من» تفضيل فرق گذاشت باز ناگفته نماند كه راغب از بعضى علماء نقل كرده: بمال آنوقت خير اطلاق ميشود كه بسيار و پاك باشد از على عليه السّلام نقل است كه بمنزل يكى از موالى خود رفت او گفت: يا امير المؤمنين آيا وصيّت نكنم؟
فرمود نه چون خدا فرموده إِنْ تَرَكَ خَيْراً و تو مال زياد ندارى و بر همين قول است آيه وَ إِنَّهُ لِحُبِ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ عاديات: ٨ بشر در دوستى مال كثير محكم است.
خيط: رشته. نخ. حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ بقره: ١٨٧ مراد از رشته سفيد، سفيدى صبح و از خيط اسود تاريكى شب است طبرسى در وجه اين تشبيه فرموده:
اندازهاى از صبح كه خوردن با آن حرام ميشود شبيه بنخ است و باندازه آن تاريكى شب از بين ميرود و از عدىّ بن حاتم نقل شده كه دو نخ سفيد و سياه در دست گذاشتم و بآنها نگاه ميكردم در اثر تاريكى از همديگر تشخيص داده نميشدند (خيال ميكرد منظور از آيه آنست كه هوا بحدّى روشن شود تا سفيد و سياه تميز داده شوند) حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مرا ديد خنديد تا دندانهايش آشكار شد پس فرمود:
پسر حاتم آن سفيدى روز و سياهى شب است.
حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِ الْخِياطِ اعراف: ٤٠ خياط بمعنى سوزن است معنى آيه در «جمل» گذشت.
خيل: (بر وزن علم و فلس) گمان. «خَالَ الشَّيْءَ: ظَنَّهُ» (اقرب) فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى طه: ٦٦ آنگاه رشتهها و عصاهاى آنها از سحرشان، بموسى گمان