قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١٢
اين آيه ميگويد: خوض وارد شدن در آبست با قدم، دخول در قول بآن تشبيه شده است.
يعنى آنروز واى بر مكذّبين آنانكه در حديث باطل بازى ميكنند و سخن باطل ميگويند قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ انعام:
٩١ بگو خدا، سپس بگذار در باطلشان كه وارد شدهاند سرگرم باشند.
فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ نساء: ١٤٠ وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ مدثّر: ٤٥ با آنانكه بباطل وارد شده بودند بباطل وارد ميشديم. وَ خُضْتُمْ كَالَّذِي خاضُوا توبه: ٦٩ «الَّذى» صفت خوض است كه از «خُضْتُمْ» استفاده ميشود يعنى وارد شديد مثل ورود آنانكه بباطل وارد شدند. طبرسى اين را از يونس و اخفش نقل كرده است.
ناگفته نماند اين كلمه در قرآن كريم در ورود بآب اصلا بكار نرفته و در همه جا، موارد آن خوض در باطل است. در نهج البلاغه خطبه ١٩٢ در وصف حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرموده
«خَاضَ إِلَى رِضْوَانِ اللَّهِ كُلَّ غَمْرَةٍ وَ تَجَرَّعَ فِيهِ كُلَّ شِدَّةٍ».
خوف: ترس. راغب ميگويد: خوف توقّع مكروهى است از روى علامت مظنون يا معلوم چنانكه رجاء و طمع توقّع محبوبى است از روى آندو.
فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ بقره: ٣٨.
تخويف بمعنى ترساندن است ذلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبادَهُ زمر:
١٦ إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ آل عمران: ١٧٥ خيفة:
حالتى است كه از خوف بانسان عارض ميشود و در جاى خوف بكار ميرود (راغب) فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى طه: ٦٧ موسى در نفس خويش احساس خوف كرد.
تخوّف بمعنى ظهور خوف است (راغب) أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَما هُمْ بِمُعْجِزِينَ أَوْ يَأْخُذَهُمْ