قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٨
كرده از جمله گويد: گفته شده آن هر درختى است كه خار ندارد در قاموس گويد: خمط هر چيز ترش يا تلخ است و هر گياهى است كه طعم تلخ دارد. و از جمله هر درخت بى خار و درخت مسواك و غيره گفته است.
ناگفته نماند: بنظر ميايد كه خمط در آيه شريفه بمعنى تلخ باشد و آن صفت «اكل» است و «اثل و شىء» عطف به «اكل» است يعنى: دو تا باغ آنها را بدو باغيكه ميوه تلخ و شوره گز و اندكى كنار داشت مبدّل كرديم.
ممكن است بگوئيم: خمط بمعنى درخت مسواك است و خمط واثل هر دو بيان «اكل» است يعنى دو باغ ميوهدار كه درخت آنها مسواك و شوره گز بود ولى اين درست نيست زيرا شوره گز اصلا داراى ميوه نيست. اين كلمه تنها يكبار در قرآن آمده است.
خنزير: خوك. حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ ...
مائده: ٣ جمع آن خنازير است وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِيرَ ...
مائده: ٦٠ راجع بآيه اخير رجوع شود به «مسخ» كلمه خنزير چهار بار در قرآن مجيد آمده است و كلمه خنازير يكبار. گوشت خوك بتصريح قرآن حرام و قابل خوردن نيست.
خنس: كنار رفتن. واپس ماندن. پنهان شدن. فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْكُنَّسِ وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ تكوير: ١٥- ١٩.
معناى اوّلى خنس و خنوس در قاموس و صحاح و تفسير بيضاوى و كشّاف ذيل سوره ناس، تاخّر و واپس ماندن ذكر شده است.
در نهايه آنرا انقباض و كنار رفتن گفته و از ابن عباس نقل كرده كه محضر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفتم ميخواست نماز بخواند مرا پيش روى خود نشاند
«فَلَمَّا أَقْبَلَ عَلَى صَلَوتِهِ انْخَنَسَتْ».
يعنى چون شروع بنماز كرد كنار شدم. راغب نيز