قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٧
نساء: ١٢٥ جمع خليل أَخِلَّاء است مثل الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ زخرف: ٦٧ دوستان در آنروز بعضى به بعضى دشمناند مگر پرهيز كاران.
خلوّ: خَلَاء و خُلُوّ بمعنى خالى شدن است (اقرب) ايضا خلوّ بمعنى گذشتن زمان بكار ميرود راغب ميگويد: خلوّ در زمان و مكان هر دو استعمال ميشود ليكن چون از خالى شدن زمان، گذشتن آن بنظر آمده لذا اهل لغت «خَلَا الزَّمَانُ» را: زمان گذشت معنى كردهاند.
استعمالات قرآن مجيد همه از اين قبيل است مثل وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ فاطر: ٢٤ هيچ امّتى نيست مگر آنكه در آن انذار كنندهاى گذشته است. تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ ... بقره: ١٣٤ وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ آل عمران: ١٤٤ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ احزاب:
٣٨.
وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ بقره: ١٤ خلوت را از آنجهت خلوت گويند كه از اغيار خالى است «خَلَا إِلَيْهِ» يعنى در خلوت باو رسيد. على هذا معنى آيه چنين ميشود: و چون در خلوت بشياطين خود رسيدند ميگويند ما با شمائيم. وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ آل عمران: ١١٩ و چون خلوت كنند سر انگشتان را از خشم بر شما بدندان گزند.
اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ ...
يوسف: ٩ يوسف را بكشيد و يا بزمين نا معلومى بياندازيد تا توجّه پدرتان براى شما خالى از حبّ يوسف و خالص باشد.
تخليه: ترك كردن. گوئى در ترك كردن، شخص از ترك شده خالى و كنار ميشود راغب اصل آن را ترك كردن در جاى خالى گفته است فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ... توبه: ٥