قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٩
ميباشد منتهى بدكاران جانشينان بد و نيكو كاران جانشينان خوباند.
در آياتى نظير وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقابِ انعام: ١٦٥ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَ لا يَزِيدُ الْكافِرِينَ كُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلَّا مَقْتاً ... فاطر: ٣٩ منظور باحتمال قوى خليفة اللّه بودن انسان است و كافر نيز خليفه خداست امّا كفر او در پيش خدا رسوايش خواهد كرد.
ولى در آياتى مثل جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ ...
يونس: ١٤ وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ ... اعراف: ٦٩ ظاهرا جانشين شدن از گذشتگان است نه خليفة اللّه بودن و همچنين است آيه ٧٤ اعراف ولى شايد منظور از آيه ٧٤ يونس و ٦٢ نمل خليفة اللّه بودن باشد.
در خاتمه نا گفته نماند معناى خليفة اللّه بودن آنست كه بشر در آينده از حيث صنعت و كار و عمل هر چه بيشتر خدا صفت خواهد بود و مظهر بيشتر آن در زندگى بهشتى است كه انسان با اراده كار خواهد كرد و اين مطلب را در كتاب معاد از نظر قرآن و علم توضيح دادهام بايد منتظر ترقيّات عجيب بشر در دنيا بود كه اين موجود مرموز و خليفة اللّه چه كارهائى انجام خواهد داد و ظهور آن كارها دليل خليفة اللّه و مظهر صفات حق بودن است و در عين حال معرّف كمال قدرت خداست.
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ... ص: ٢٦ بنظر ميايد مراد از اين خلافت، خلافت حكومت و قضاوت است و آن اخصّ از خلافت سابق است كه درباره انسان گفته شد زيرا جانشينى داود فقط در بعضى از اسماء حسنى بود.
الميزان آنرا مصداق خلافت سابق گرفته و ميگويد: بآيه إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً بقره: ٣٠ منطبق است. نا گفته نماند آيه در باره