قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٨
از حيث استعداد و آرزو و علم و عمل غير محدود است. خداوند اين مواهب را باو داده تا بواسطه او اسرار خلقت آشكار گردد. خدا او را با اين مواهب خليفه و جانشين خود در زمين قرار داده و او عجائب صنع خدا و اسرار خلقت خدا و بدايع حكمت او را آشكار مىسازد (خلاصه سخن المنار).
توضيح سخن آنست كه خداوند داراى اسماء حسنى و صفات علياست و بشر در تمامى آنها خليفه و جانشين خدا در زمين است و در تمام شئون خويش كارهاى خدا را حكايت ميكند و مظهر اسماء و صفات حق است النهايه كمال و اتمّ آن صفات در خداست و بانسان مقدارى از آنها عطا شده است و اين خلافت شامل تمام انسان است اعمّ از نيك و بد، مؤمن و كافر، بد كار و نيكو كار.
مثلا خالق، رازق، عليم، قادر، سميع، بصير، رحيم، حكيم، غفور و ... از اسماء حق تعالى است. بشر در تمام اين صفات و اسماء جانشين خداست.
خدا همه را خلق كرده بشر نيز مثلا ساختمان، كارخانه و غيره را خلق ميكند و با قدرت خدا دادى آنها را بوجود مياورد، و باولاد خود روزى فراهم مياورد، داناست، قدرت دارد، مىشنود، مىبيند، مهربان، محكم كار، چاره ساز و مدبّر است. اينها همه جانشينى از حضرت حق تعالى است.
على هذا در باره امامان و مخصوصا در باره امير المؤمنين عليه السّلام مثلا ميخوانيم كه: مظهر صفات حقاند يعنى در اظهار صفات خدا از ديگران ما فوقاند و اگر گفتيم:
على عليه السّلام يد اللّه است يعنى دست او مانند خدا و بجانشينى خدا قوى و كارساز و نجات دهنده است گر چه ميشود گفت انسانها همه يد اللّهاند ولى نه مثل آنحضرت و خلاصه آنكه: بشر خدا صفت است و جانشين خداست. اصل نيروها و صفات كه بشر داراست از خدا