قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٠
شدن و بىخلط شدن است. طبرسى ذيل آيه ٩٤ بقره ميگويد: اصل خلوص آنست كه شىء از هر آلودگى صاف باشد راغب ميگويد: خالص مثل صاف است با اين فرق كه خالص آنست كه آميختگى آن از بين رفته باشد ولى صاف گاهى بآن گويند كه اصلا آميختگى ندارد.
فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا يوسف: ٨٠ يعنى چون از ديگران خالص شدند و فقط خودشان ماندند كه برادر بودند و از اهل مصر جدا شدند. معنى آيه چنين ميشود:
چون برادران يوسف از يوسف كه برادرشان را رها كند مأيوس شدند از مردم كنار گشتند در حاليكه ميان خود بنجوى و گفتگو مشغول بودند.
نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً نحل: ٦٦ مىنوشانيم بشما از آنچه در شكم حيوانات هست از ميان گياه خورده شده و خون، شير خالص را كه بخون و گياه آميخته است.
نا گفته نماند سرگين را تا وقتى كه در شكمبه است، فرث گويند لذا بهتر است آنرا گياه جويده ترجمه كنيم.
أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ ...
زمر: ٣ بدان دين خالص و پاك شده از شرك براى خداست و خداوند فقط عبادت خالص را مىپذيرد نه عبادت توأم با شرك و نه عبادت غير خدا را (الميزان) إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ ص: ٤٦ در الميزان ميگويد: «خالصة» صفت موصوف محذوفى است و «باء» براى سببيّت است يعنى: ما آنها را خالص كرديم بسبب خصلت خالصى كه تذكّر و ياد آورى دار آخرت باشد.
اخلاص دين براى خدا، آنست كه دين را از شرك بت پرستان و تثليث نصارى و تشبيه يهود و مطلق غير خدا، خالص و پاك و صاف كنيم. صيغههاى ماضى و اسم فاعل آن همه راجع باين معنى است.