قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٦٠
بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ بقره: ٨١ توجيه اين آيه در «حوط» گذشت.
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا ... بقره: ٢٨٦ اگر مراد از آيه خطا بمعنى دوّم باشد صريح است كه بعضى از نسيانها و خطاها مؤاخذه دارد مثل اينكه نسيان و خطا در اثر اهمال و بىاعتنائى باشد در اين صورت هر چند عامل در موقع نسيان و خطا غير مختار است ولى سبب آندو اختيارى است در باره شخص مجرم آمده كه روز قيامت ميگويد: خدايا چرا مرا كور محشور كردى خطاب رسد كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها ... طه: ١٢٦ گر چه مراد از نسيان در اين آيه بىاعتنائى و ترك عمل است. المنار در باره آيه ما نحن فيه توجيه متقنى دارد كه قابل توجّه است.
خاطئون و خاطئين پنج بار در قرآن مجيد آمده و همه در باره كسانى است كه عمدا خطا و گناه كردهاند مثل إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما كانُوا خاطِئِينَ قصص: ٨ و در سابق گفتيم: كه خاطئ بگناهكار اطلاق ميشود و مخطىء بخطا كننده معذور. خاطئه مؤنّث خاطئ است مثل ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ علق: ١٦ و در آيه وَ جاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ الْمُؤْتَفِكاتُ بِالْخاطِئَةِ حاقّه: ٩ بمعنى گناه است چنانكه راغب گفته. در مجمع آنرا مصدر گرفته و اسم مصدر معنى كرده است و در اقرب ميگويد:
مصدر است مثل عاقبت.
وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً نساء: ١١٢ هر كه خطا يا گناهى كند و آنرا بگردن بيگناهى افكند، بهتانى و گناهى آشكار بدوش گرفته است.
بنظر ميايد كه مراد از خطيئة شقّ دوّم خطاست كه خطاى معذور و غير مسئول است. راغب نيز چنين معتقد است. در اين صورت ترديد ميان خطيئة و اثم كاملا روشن است در الميزان خطيئة را بمعنى معصيت