قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٥٤
ابو سعيد خدرى نقل كرده رسول خدا فرمود از شما كسى است كه روى تأويل قرآن ميجنگد چنانكه من روى تنزيل جهاد كردم. ابو بكر گفت: او منم؟ فرمود نه. عمر گفت: او منم؟ فرمود:
«لَا وَ لَكِنَّهُ خَاصِفُ النَّعْلِ».
متوجّه شديم ديديم على (ع) كفش آنحضرت را وصله ميزند.
خصم: دشمن. وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ ص: ٢١ آيا خبر دشمنان را دانستهاى؟
آنگاه كه از محراب بالا رفتند.
«خصم» مصدر و صفت هر دو آمده و نيز در واحد و جمع بكار رفته است چنانكه در آيه فوق منظور از آن جمع است. و همچنين است در آيه هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ حج: ١٩ كه مراد دو گروه مؤمن و كافر است.
اختصام و تخاصم هر دو بمعنى مخاصمه است (اقرب) لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ ق: ٢٨ إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ص: ٦٤ «يَخِصِّمُونَ» در آيه ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ يس: ٤٩ در اصل «يَخْتَصِمُونَ» بود تاء بصاد بدل شده و در آن ادغام گرديده است.
خصام در وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ بقره: ٢٠٤ بقول زجّاج جمع خصم است و فعل (بفتح اوّل و سكون دوّم) اگر صفت باشد بر وزن فعال (بكسر اوّل) جمع بسته ميشود مثل صعب و صعاب و از خليل نقل شده كه آن مصدر است بمعنى مخاصمه (مجمع البيان) ولى در آيه وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ زخرف: ١٨ يقينا مصدر و بمعنى مخاصمه است خَصِم (بر وزن كتف) و خَصُوم (بفتح اوّل) بمعنى مُخَاصِم و مُجَادِل است مثل ... بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ زخرف: ٥٨ بلكه آنها مردمى مُخَاصَمَهگراند.
خَصِيم. بمعنى كثير المُخَاصَمَه ميباشد فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ نحل: ٤.
قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ