قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٥٢
٢١ نسبت خشوع بكوهها داده شده است.
نا گفته نماند: افتادن سنگها، در اثر زلزله يا جارى شدن سيلابها از كوهها و يا در اثر يخ بستن قطرات باران ميان شكاف سنگهاست كه در اثر ازدياد حجم، سبب شكافته شدن و فرو ريختن آنها ميگردد ولى چرا اين فرو ريختن، هبوط بسبب ترس از خدا ناميده شده است؟!.
الميزان در علّت اين تسميه ميگويد: چون تمام سببها منتهى بخداى سبحان است. افتادن سنگها پيروى از دستور خداست. آنها دستور خدا را مىفهمند چنانكه فرموده وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ اسراء: ٤٤ و فرموده كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ بقره: ١١٦ انفعال شعورى همان خشيت است پس آنها از خوف خدا فرود ميافتند و آيه مثل وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ رعد: ١٣ است ... خلاصه.
اين آيه و آيات ديگر روشن ميكند كه كوهها شعور دارند.
إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ مؤمنون: ٥٧ در باره اين آيه و آيه ٢٨ سوره انبياء به «شفق» رجوع شود.
خصص: اختصاص بمعنى ويژه شدن است. در مجمع ذيل آيه ١٠٥ بقره ميگويد: اختصاص بچيزى، آنست كه در آن تنها باشد و ضدّ آن اشتراك است. راغب نيز چنين گفته است.
وَ اللَّهُ يَخْتَصُ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ بقره: ١٠٥ اختصاص چنانكه در اقرب الموارد تصريح ميكند لازم و متعدى هر دو آمده است و در آيه فوق متعدى بكار رفته يعنى: خدا هر كه را خواهد برحمت خويش مخصوص ميكند. همچنين است آيه ٧٤ آل- عمران.
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً انفال: ٢٥ «خاصّة» ضدّ عامّه و در باره چيزى است كه بفردى يا بقومى مخصوص باشد