قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٦
براى كفّار موجب فزونى ضلالت و تباهى است. آنها قرآن را ميشنوند و بآن اعتنا نميكنند و حجّت بر ايشان تمام ميشود و آن سبب زيادت خسار است. در دنيا همه چيز از جهتى خير و بمناسبتى شرّ است همچنين است قرآن مجيد نسبت باشخاص ستمگر شرّ ميباشد.
أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ ...
قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ نازعات: ١٢ حافرة چنانكه در «حفر» گذشت بمعنى خلقت اوّل است.
كفّار كه آيات قيامت را مىشنيدند ميگفتند: يعنى چه بميريم، خاك شويم، باز بخلقت اوّل برگرديم؟! اين برگشت زيانبار و بى فايده است. حالا كه اينطور است چرا مىميريم؟!. «كَرَّةٌ خاسِرَةٌ: اى غير نافعة» (اقرب) بعضى گمان كردهاند: مراد از «كَرَّةٌ خاسِرَةٌ» آن است كه كفّار عذاب را تصديق ميكردند و ميگفتند: اگر زنده شديم بدبخت خواهيم بود. ولى بنظر ما اين سخن صحيح نيست زيرا آنها عذاب اخروى را باور نداشتند.
بلكه بظنّ قوى مراد آنست كه در اوّل گفتيم. معنى آيه چنين ميشود:
ميگويند: آيا ما پس از پوسيدن بخلقت اوّل مردود و باز گردانده خواهيم شد ... اين عودت و رجعت زيانبار و بىحاصل است.
لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ هود: ٢٢ اخسرون اسم تفضيل است و حكايت از آن دارد كه در روز قيامت بعضىها خاسر و بعضىها اخسراند. ميشود گفت كه اهل عذاب همه اخسراند چنانكه در «احسن» گذشت ولى از قرآن مجيد پيداست كه اهل عذاب در عذاب متفاوتاند مثل إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ نساء:
١٤٥ لذا بهتر است بگوئيم: اسم تفضيل داراى مفهوم است.
فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ هود: ٦٣ مرا جز بخسران انداختن و تباه كردن نميافزائيد.
خسف: فرو رفتن و فرو بردن.
«خَسَفَهُ اللَّهُ و خَسَفَ هُوَ» خدا او را