قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٥
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ عصر.
بنظر ميايد مراد از «خسر» كم شدن معمولى و از بين رفتن عمر است و اين يك حساب طبيعى است. هر كسى با دنيا آمدن عمر و زندگانيش شروع ميشود و با مردن پايان مييابد. گذشت زمان بتدريج از عمر آدمى ميكاهد. على هذا همه در نقصان و كم شدناند.
اگر گوئى: اين حكم شامل همه است، صالح و طالح هر دو چنيناند پس چرا اهل ايمان و نيكو كاران استثنا شدهاند؟
گوئيم: قرآن مجيد دنيا و آخرت را يكجا حساب ميكند و آندو را از هم جدا نميداند. در اين صورت اگر دو دانه گندم را كه يكى بريان شده و سلول زندهاش مرده و يكى عادى است در زمين بكاريم هر دو مىپوسند و تلخ ميگردند ولى اوّلى فقط ميپوسد و چيزى از آن باقى نمىماند، امّا دوّمى در حال پوسيدن و تلخ شدن جوانه ميزند، ريشه ميدواند، سر از خاك بيرون ميكند و بچيز ديگر كه عالى و قوى و پر بركت است تبديل ميگردد.
حساب مؤمن و كافر همين است كافر فقط تباه و تمام ميشود بتدريج زندگانى و مهلت خود را از دست ميدهد ولى مؤمن در حال كم شدن بشىء ديگر كه عالى و قابل بقاست تبديل ميگردد البته با توأم بودن حساب دنيا و آخرت.
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً اسراء: ٨٢ «خسار» مجموعا سه بار در قرآن مجيد آمده است يكى آيه فوق و ديگرى وَ لا يَزِيدُ الْكافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَساراً فاطر: ٣٩ و سوّمى آيه ٢١ از سوره نوح. و همه با ضلالت تطبيق ميشود.
آيه اوّل كه در باره قرآن است حاكى از آنست كه قرآن نسبت بمؤمنان رحمت و شفاى دردهاى درونى و بيرونى است ولى