قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٣٢
دهد و پول او را بدزدد اين شخص متوجّه شده جاى پول را عوض ميكند. تصميم اوّلى مذموم و قبيح است ولى حيله شخص دوم كه در واقع چاره جوئى در مقابل حيله است ممدوح ميباشد.
آنچه در آيات فوق قابل دقّت است، اين است كه مكر و مخادعه خدا در مقام ثانى آمده على هذا مكر پسنديده است و مذموم نيست.
خدا بكسى حيله نميكند و كسى را فريب نميدهد، فريب دادن و حيله كردن در اثر جهل و نقصان است و خدا از آندو بدور است ولى كسيكه از هدايت خدا اعراض ميكند خود را مورد غضب خداوند قرار ميدهد و گرفتار سخط حق تعالى ميشود و اين عبارت ديگر، مكر خدائى است.
همچنانكه در جاى رطوبى نشستن موجب درد پا و روماتيسم است همانطور شقاوت و بدبختى معلول بى اعتنائى بحقّ است و چون اين عليّت و معلوليّت ساخته خدا و مخلوق خداست لذا ميگوئيم كه خدا باو مكر كرد ولى واقع اين است كه باثر قبيح عمل خود گرفتار شد در اثر حسابى كه خدا قرار داده بود.
خدن: (بر وزن حبر) رفيق.
(قاموس) جمع اخدان است بمذكر و مؤنّث هر دو اطلاق ميشود راغب گويد: آن بمعنى رفيق است و اكثر در كسى استعمال ميشود كه از روى شهوت رفيق ميشود.
وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَناتٍ غَيْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ نساء: ٢٥ اجرت آنها را بطور متعارف بدهيد در حاليكه عفيفاند و زنا كار و رفيقگير نيستند.
مقصود زنانى هستند كه براى خود رفيقى اتّخاذ كرده و با او زنا ميكردند. بعضىها گفتهاند: مراد از سفاح زناى آشكار و از اتّخاذ رفيق زناى مخفى است. و چون سفاح با اتّخاذ خدن مقابل است اين قول قريب بنظر ميرسد. در مجمع