قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٨
دو چيز است يكى آنكه: احكام و دين آنحضرت با تمام ترقّى و پيشرفت و تمام مراحل زندگى قابل تطبيق است و جامعيّت آن از لحاظ جهان بينى و جهاندارى و تأمين احتياجات فرد و اجتماع و مادّى و معنوى بحدّى است كه ديگر احتياج بقانون جديد و پيغمبر جديد نيست.
بقول يكى از متفكّرين: اگر پنجاه نفر دانشمند ممتاز از ممالك جهان انتخاب كرده و همه گونه وسائل در اختيارشان بگذاريم و بگوئيم: پنجاه سال بنشينيد و مشاوره كنيد تا قانونى كه شامل تمام شئونات زندگى بشرى باشد تنظيم نمائيد. اين دانشمندان در عرض اين مدت نميتوانند قانونى بجامعيّت اسلام اعمّ از آنكه مطابق با واقع باشد يا نه تدوين نمايند.
اين سخن حق است و هر كه بفقه اسلام مخصوصا از نظر ائمّه اهل بيت عليهم السلام وارد باشد واقعيّت اين ادّعا برايش روشن خواهد شد.
ديگرى آنكه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در روزگارى مبعوث شد كه بشريت بحدّ بلوغ و رشد رسيده بود و ميتوانست با در دست داشتن برنامه اسلام و با راهنمائى عقل و فهم خود زندگى كند و پيش برود در اين صورت آمدن پيغمبر جديد لغو و باطل خواهد بود.
توضيح اينكه: پدر و مادر و استاد تا مدّتى كودك را تربيت ميكنند و راهنمائىهاى لازم را بجاى مياورند و چون بحدّ رشد و درك رسيد گويند: تو ديگر بقدر كفايت فهم و درك دارى و ميتوانى با فهم و عقل خود و راهنمائيهائيكه كردهايم به تنهائى زندگى كنى ديگر احتياج بپدر و مادر و مربّى ندارى برو زندگى كن كار بد و خوبت هر دو ديگر بپاى تو است و بكسى مربوط نيست.
بشريت نيز در چنين حالى قرار داشت ميتوانست از فهم و عقل و