قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٥
نا گفته نماند در اينصورت جمله بعدى دليل خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ است يعنى بر دلهايشان مهر زده چون بر گوش و چشم پرده دادند پيداست كه اگر گوش از شنيدن حق و چشم از ديدن آيات حق در پرده باشد، قلب مهر زده ميشود.
على هذا اين آيه نظير آيه قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَ أَبْصارَكُمْ وَ خَتَمَ عَلى قُلُوبِكُمْ ... انعام: ٤٦ است كه مهر فقط براى قلب است و چون گوش و چشم مأخوذ شده دل ممهور ميگردد.
در آيه ديگرى مهر براى قلب و گوش و پرده براى چشم ذكر شده است. أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً جاثيه: ٢٣.
بنظر ميايد علت اين تعبير جمله أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ باشد چون دانستن نوعا بوسيله شنيدن است كسيكه دانسته گمراه باشد قلب و گوش او هر دو ممهور است. و اگر گوشش مهر نداشت با وجود دانستن گمراه نميشد. لذاست كه غشاوه فقط براى چشم آمده است.
يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ مطففين: ٢٥- ٢٦.
رحيق: خمر مخصوصى است.
مجمع آنرا شراب خالص گفته است. ختام را طبرسى و راغب ما يختم به و آخر طعم گفتهاند يعنى طعم آخر آن طعم مشك مخصوصى است. بعضىها آنرا مهر گفتهاند على هذا معنى آيه اين است: از شراب خالص مهر خورده نوشانده ميشوند مهر آن نوعى مشك است پس رغبت كنندگان در آن همچشمى كنند.
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً احزاب: ٤٠.
نا گفته نماند: پايان دادن و بآخر رسيدن يكى از معانى ختم