قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٣
او بود.
ولى از انصاف نبايد گذشت كه:
ظهور «يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ» در ابليس و جنّ است و اللّه العالم.
و امّا آنچه زمخشرى و بيضاوى گفته كه اين سخن بنا بر معمول عرب است كه در باره جنّ چنين عقيده داشتند. سخنى بىپايه و باطل است زيرا قرآن مجيد اين مطلب را بصورت قبول نقل ميكند اگر رسوم عرب در نظر بود هرگز چنان در قالب قبول نمياورد.
خبل: فساد (صحاح) خبال نيز بمعنى فساد است چنانكه راغب گفته لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالًا آل عمران: ١١٨ از غير خودتان همراز مگيريد كه در فساد شما كوتاهى نميكنند لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا توبه: ٤٧ اگر منافقان با شما بجنگ بيرون ميشدند شما را فقط تباهى ميافزودند.
نا گفته نماند همراز بودن كافر و رفيق بودن منافق در جنگ، سبب اعوجاج فكر است زيرا آنها هميشه با وسوسهها و سخنان باطل، افكار را پريشان ميكنند. پس خبال هر تباهى نيست بلكه تباهى و فساد فكرى است. لذاست كه راغب در معنى آن گفته: آن فسادى است كه بر حيوان عارض ميشود و موجب اضطراب ميگردد مثل جنون يا مرضى كه در فكر و عقل مؤثر است در اقرب گفته خبال بمعنى فساد است كه در افعال و ابدان و عقول باشد. خبل را افساد نيز گفتهاند.
اين كلمه فقط در دو آيه فوق آمده است.
خبو: (بر وزن فلس) خاموش شدن. «خبت النار و الحرب خبوا: سكنت و خمدت».
مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِيراً اسراء: ٩٧ هر وقت كه شعلهاش فرو نشيند شعلهاى بر آنها بيافزائيم.
راغب گويد خبو آتش، فرو نشستن شعله آن است كه پردهاى از خاكستر روى آنرا ميپوشاند و