قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢١
عليم است.
وَ لا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ فاطر: ١٤ فاعل «يُنَبِّئُكَ» محذوف است و «مِثْلُ خَبِيرٍ» جاى آنرا گرفته است و شايد فاعل آن «احدى باشد يعنى: احدى بتو مثل مخبر دانا خبر نميدهد در الميزان تقدير آنرا چنين گفته: خبر نميدهد ترا از حقيقت امر مخبرى مثل مخبر دانا.
خبز: نان. وَ قالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً يوسف: ٣٦ و ديگرى گفت من خودم را مىبينم كه بالاى سرم نان حمل ميكنم. اين لفظ تنها يكبار در قرآن يافت ميشود. در دعاى حضرت رسول (ص) در باره نان هست:
«اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فى الْخُبْزِ وَ لَا تُفَرِّقْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ فَلَوْ لَا الْخُبْزُ مَا صُمْنَا وَ لَا صَلَّيْنَا وَ لَا أَدَّيْنَا فَرَائِضَ رَبِّنَا».
(سفينة البحار: خبز):
خدايا نان ما را بركت ده، ميان ما و آن جدائى نيانداز، اگر نان نبود روزه نميگرفتيم، نماز نميخوانديم، واجبات خدا را ادا نميكرديم.
خبط: ضرب شديد. «خَبَطَهُ يَخْبِطُهُ: ضربه شديدا» (قاموس) راغب آنرا نا هموار زدن گفته مثل زدن درخت بعصا و زدن شتر پايش را بزمين. مجمع نيز چنين گفته است.
در نهايه در باره مكّه و مدينه نقل شده:
«نَهَى أَنْ يُخْبَطَ شَجَرُهَا».
نهى فرمود از اينكه درخت مكّه و مدينه با عصا تكان داده شود و گويد: خبط شجر آنست كه درخت را با عصا بزنى تا برگش بريزد.
در اقرب هست «تَخَبَّطَهُ: ضَرَبَهُ شَدِيداً» الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا ... بقره:
٢٧٥.
مسّ در آيه بمعنى جنون و و ممسوس بمعنى مجنون است (كشّاف) راغب گويد: آن كنايه از جنون است «مِنَ الْمَسِّ»