قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٢
صادق عليه السّلام نقل كرده فرموده: شير دادن بيست و يك ماه است. هر چه از آن ناقص گردد بر طفل ظلم است.
در حديث ديگرى از آنحضرت نقل است: واجب در رضاع بيست يك ماه است هر چه از آن نقص شود از شير دهنده است (نه از شريعت) و اگر بخواهد شير تمام بدهد دو سال كامل است (وسائل كتاب نكاح ابواب احكام اولاد باب ٧٠).
نا گفته نماند: غرض از تفصيل اين بحث، جمع ما بين اين آيه و آيه حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً احقاف: ١٥ است. اين آيه مدت حمل و رضاع را سى ماه معيّن ميكند. و با حذف دو سال اقلّ مدّت حمل شش ماه ميشود.
شيخ مفيد در ارشاد نقل ميكند:
زنى را پيش عمر آوردند كه در شش ماه زائيده بود. عمر خواست او را سنگسار كند «بخيال آنكه زنا كرده چون لازم بود در ٩ ماه بزايد) امير المؤمنين عليه السّلام بعمر گفت: اگر اين زن بحكم كتاب خدا مخاصمه كند بر تو غالب آيد. خدا فرمايد:
وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً و فرمايد: وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ چون زن دو سال تمام شير دهد و شير دادن و باز كردن از شير سى ماه باشد مدّت حمل او شش ماه خواهد بود. عمر چون اين بشنيد زن را رها كرد. با اين حكم (اقل مدّت حمل) ثابت شد صحابه و تابعين بدان عمل كردند و فعلا نيز چنين است (ارشاد فصل قضاياى آنحضرت در زمان عمر).
علّامه امينى اين نادره را در ج ٦ الغدير ص ٩٦ ببعد در سه صورت از كتب اهل سنت نقل كرده است و در همانجاست كه عمر گفت:
«لَوْ لَا عَلِيٌّ لَهَلَكَ عُمَرُ».
امام عليه السّلام از جمع اين دو آيه اقلّ مدّت حمل را بيان فرموده است. استفاده ديگرى كه ميشود از جمع دو آيه فوق كرد آنست كه بگوئيم مراد از سى ماه، در آيه