قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٧
نا گفته نماند معنى اصلى همان فرا گرفتن و احاطه است و آن با علم و نگهدارى و مراقبت و بلائى كه شخص را فرا ميگيرد سازگار است.
وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً طلاق: ١٢ حقّا كه خدا در دانائى هر چيز را فرا گرفته است.
نظير وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ جنّ:
٢٨ وَ قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً كهف: ٩١.
بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ ...
بقره: ٨١ بلى هر كه بدى را كسب كند و گناهش او را فرا گيرد آنها ياران آتشاند.
ظاهر آيه آنست كه عمل مثل هاله اطراف انسان را فرا ميگيرد و راهى براى ورود رحمت و هدايت بقلبش باقى نميگذارد، اعمال كه بصورت نيرو از عامل خارج ميشوند از او جدا نميگردند بلكه حتى بر روى قلب زنگار ميشوند چنانكه فرموده بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ مطففين: ١٤.
در سوره يس، احاطه اعمال بصورت زنجيرها و سدّها ذكر شده است إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ يس: ٨- ٩ زنجيرهائيكه در گردن تا چانه رسيدهاند و سدّ بخصوصى كه از جلو و پشت سر، آنها را پوشيده است جز واقعيت اعمال بد نيستند.
وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها كهف: ٤٢ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلَّا أَنْ يُحاطَ بِكُمْ يوسف: ٦٦.
مراد از «أُحِيطَ» و «يُحَاطُ» إحاطه و فرا گرفتن بلا است و تقدير چنين است: «أُحِيطَ البَلَاءُ بِثَمَرِهِ- أن يُحَاطَ البلاءُ بِكُمْ» معنى دو آيه چنين ميشود: ميوهاش با بلا احاطه شد پس دو دست خويش را بحسرت براى ماليكه خرج كرده بود بهم مىماليد.
حتما بايد او را بياوريد مگر آنكه