قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٧
ميسازد.
وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ ص ٤٤ راجع بمعنى آيه رجوع شود به «ايّوب» اگر حنث را گناه گوئيم معنى آيه چنين ميشود:
بدست خويش دستهاى تركه برگير و زنت را با آن بزن و در قسم يا عهد خود گناه مكن و اگر بمعنى نقض عهد باشد يعنى: با تركه بزن و نقض عهد نكن.
حنجر: گلو. در اقرب گويد: «الْحَنْجَرَةُ: الْحُلْقُومُ» جمع آن حَنَاجِر است وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ ... احزاب: ١٠ رسيدن دلها بگلو كنايه از شدّت اضطراب و ترس است يعنى گوئى قلبها از جاى خود بالا آمده و بگلو رسيدهاند.
طبرسى آنرا جوف حلقوم معنى كرده است وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ ... غافر: ١٨.
حنذ: بريان كردن (قاموس) قالَ سَلامٌ فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ هود: ٦٩ گفت سلام بر شما و درنگ نكرد كه گوساله بريان پيش آورد.
راغب گويد: آن بريانى است كه ميان دو سنگ بريان كنند.
طبرسى آنرا مطلق بريان و از زجّاج بريان بوسيله سنگ تفته نقل كرده است.
در آيه ديگر چنين آمده فَراغَ إِلى أَهْلِهِ فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ ذاريات: ٢٦.
حنف: (بر وزن فرس) ميل بحق: راغب گفته حنف ميل از ضلال باستقامت و جنف ميل از استقامت بضلال است. ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً آل عمران: ٦٧ ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى بلكه مايل بحق و مسلمان بود.
گويا منظور آنست كه ابراهيم كسى بود كه از قبول حق امتناع نداشت.
و هر چه حق بود ميپذيرفت.
وَ أَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ يونس: ١٠٥