قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٦
و ماده ميزائيد ميگفتند: ماده ببرادرش وصل است و بچه نر را براى خدايان ذبح نميكردند.
حام: شتر نرى كه از صلب آن ده شتر ميشد ميگفتند: پشت خود را قرق كرده ديگر سوار آن نميشدند و مثل بحيره آزاد ميكردند (نقل از مجمع) اقوال ديگرى نيز در مجمع و غيره نقل شده كه ذكر آنها لازم نيست.
حميّة: خود دارى. امتناع غيرت. در مجمع گويد: چون كسى اهل غضب و امتناع باشد گويند: حميّت ناپسند دارد. بنا بر اين، حميّت از خشم سر چشمه ميگيرد. در اقرب آنرا از حمايت گرفته و گويد: بمعنى امتناع است كه سبب حمايت و طرفدارى است در نهايه امتناع و غيرت گفته است إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فتح: ٢٦ «اذ» اگر متعلق به هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ باشد كه در آيه ما قبل است معنى آيه چنين ميشود: شما را وقتى از مسجد الحرام منع كردند كه كفّار در دلهاى خود تكبّر و امتناع قرار دادند، امتناع و تكبّر جاهليّت.
نا گفته نماند: حميّت در صورتى مذموم است كه در باره باطل و نا حق باشد و اگر از براى حق باشد مرغوب و پسنديده است در نهج البلاغه خطبه ٣٩ هست:
«أَ مَا دَيْنٌ يَجْمَعُكُمْ وَ لَا حَمِيَّةٌ تَحْمِشُكُمْ».
آيا دينى نيست كه شما را جمع و حميّتى نيست كه شما را بغضب آورد. پيداست كه مراد حميت پسنديده است و قيد «حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ» نيز اين مطلب را روشن ميكند.
حنث: گناه. (مفردات) وَ كانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ واقعه: ٤٦ و بودند كه بر گناه بزرگ اصرار ميكردند. طبرسى آنرا نقض عهد و از مجاهد و قتاده گناه نقل ميكند. در قاموس گناه و شكستن قسم و ميل بباطل و بالعكس گفته است.
ولى گناه با آيه گذشته بهتر