قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٢
مثل باريكه بر دوش گيرند مثل نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ يوسف: ٧٢ پيمانه پادشاه را ميجوئيم هر كه آنرا بياورد براى اوست يك بار شتر و من بآن عهده دارم.
راغب گويد: حمل يك معنى دارد و در چيزهاى بسيار بكار ميرود فعل آن در همه يكى است ولى در مصدر آن فرق گذاشته باشيائيكه در ظاهر حمل ميشوند مثل باريكه بر دوش گيرند حمل (بكسر اوّل) گفتهاند و باشيائيكه در باطن حمل ميشوند مثل فرزند در شكم، آب در ابر، ميوه بر درخت، حمل (بفتح اوّل) گفتهاند.
طبرسى ذيل آيه ٧٢ يوسف فرموده: حمل بكسر اوّل بار منفصل و بفتح اوّل بار متصل است. در صحاح از ابن سكّيت نقل ميكند:
حمل (بفتح) آنست كه در شكم و بر درخت باشد و حمل (بكسر) آنست كه بر سر يا بر دوش باشد.
ولى فعل آن در بار متصل و منفصل و معنوى يكسان است مثل حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً ...
احقاف: ١٥ و مثل وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً طه: ١١١ و مثل إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ حَمَلْناكُمْ فِي الْجارِيَةِ ... حاقّه: ١١.
خالِدِينَ فِيهِ وَ ساءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ حِمْلًا طه: ١٠١ وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلى حِمْلِها لا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ فاطر: ١٨.
در اين دو آيه مراد از حمل (بكسر اوّل) بار گناه است ولى چرا حمل گفته شده بنا بر آنچه از اهل لغت نقل شد لازم بود حمل (بفتح) گفته شود زيرا گناه بار متصل و بار معنوى است؟
بايد دانست گناه بار منفصل و مانند بار بر دوش است گر چه در دنيا مجسّم و محسوس نيست، آيات لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ زلزله: ٧ ٨- ٩ كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ بقره: ١٦٧ يَوْمَ