قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٠
با فرياد بلند بگويد «حم» و شريح بن اوفى از ياران آنحضرت، چون نيزه خود را بسينه محمد بن طلحه فرو برد فرياد كشيد: «حم» اين شعار بدان معنى بود كه: اينك حدّ فاصل ميان حيات و ممات. ديوان دين ص ٤١٤- ٤١٩.
بنا بر قول ايشان «عسق» در سوره شورى بايد اشاره به عيسى سليمان و قيامت باشد ولى در سوره شورى از سليمان خبرى نيست و شايد «س» اشاره سماوات است كه مكرّر در آن سوره ياد شده است.
در الميزان اوّل سوره شورى بعد از نقل احتمالات ميگويد:
ممكن است حدس زد كه ميان حروف مقطعه و مضامين سورههائيكه با آنها شروع ميشوند ارتباط خاصّى باشد. و شايد اين سخن معنى آن روايت است كه اهل سنت از على عليه السّلام بنا بر نقل مجمع نقل كردهاند فرمود: براى هر كتاب صفوه و خالصى است و صفوه اين كتاب حروف تهجّى است.
ناگفته نماند بنا بر قول ديوان دين و الميزان، ميان ق و مضامين اين سوره ارتباط خاصّى است زيرا ق مختصر قيامت و مضامين سوره ق در باره قيامت است ولى كشف دكتر رشاد در باره مقطعات بسيار عالى و در «عسق» نقل شده است.
حماء: لجن سياه بد بو.
در مفردات گويد: «طين اسود منتن» صحاح و اقرب گل سياه گفتهاند، كشّاف گل سياه متغير، مجمع آنرا جمع حماة و گل متغير بسياهى و در ذيل آيه ٨٦ كهف گل سياه بد بو گفته است. مجموع اين كلمات در كلمه «لجن سياه بد بو» خلاصه ميشود.
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ حجر:
٢٦ انسان را از گل خشك از گل سياه بد بو آفريديم. راجع بتفصيل بيشتر به «آدم» رجوع شود.
اين كلمه سه بار در قرآن آمده است سوره حجر، آيات ٢٦- ٢٨- ٣٣