قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦١
قاموس و صحاح آنرا داورى گفته است در مجمع ذيل آيه ٣٢ بقره گويد: إحكام بمعنى اتقان و استوار كردن است و حكيم كسى است كه مانع از فساد باشد. در صحاح هست: «الْحَكِيمُ: الْمُتْقِنُ لِلْأُمُورِ» حكيم كسى است كه كارها را استوار و محكم كند.
معناى اوّلى اين كلمه همان منع از فساد و منع براى اصلاح است و آن در تمام موارد صادق است. قضاوت و داورى كه يكى از معناى آنست در حقيقت منع از فساد و براى اصلاح است همچنين است استوار كردن و غيره در اينجا لازم است بچند مورد از موارد استعمال اين كلمه و مشتقات آن اشاره شود:
إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبادِ غافر: ٤٨ وَ إِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ مائده: ٤٢ در اين دو مورد و نظائر آن، حكم بمعنى قضاوت و داورى است كه يكنوع منع از فساد و براى اصلاح است.
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ نساء:
٦٥ تحكيم بمعنى حكم و حاكم قرار دادن است يعنى نه قسم به پروردگارت مؤمن نميشوند تا آنكه در اختلافشان تو را حكم و داور قرار دهند.
* فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ حجّ: ٥٢ احكام بمعنى استوار و محكم كردن است يعنى خدا آنچه را كه شيطان القاء كرده نسخ ميكند سپس آيات خود را استوار مىنمايد.
كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ هود:
١، احكام در مقابل تفصيل واقع شده و مرحله قبلى تفصيل است و در آن مرحله، تفصيل و تشتّت نيست.
ممكن است مراد از «أُحْكِمَتْ» آن باشد كه آيات قرآن با تمام اختلاف مضامين و دستورهاى گوناگون و معارف متفاوت، همه داراى يكهدف و يك غرض است و در تمام آنها، همان غرض