قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٠
أَلا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ انعام: ٦٢ «حقّ» از اسماء حسنى است الميزان گويد: چون خدا بذاته و صفاته غير قابل زوال است لذا حقّ از اسماء حسناى اوست.
در مجمع نقل ميكند علّت اين تسميه آنست كه امر خدا همه حقّ است و باطل در آن نيست.
بهتر است گفته شود كه:
ذات و افعال و صفات خدا حقّ است يعنى همه آنها مطابق واقع و در جاى و موقع خويش است و معنى حق چنانكه گفته شد مطابقت است.
«حَقِيقٌ عَلى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَ ... اعراف: ١٠٥ حقيق را جدير و سزاوار معنى كردهاند يعنى سزاوارم كه بر خدا جز حقّ نگويم. و احتمال دادهاند كه تعديه به «على» براى تضمين معناى حريص است يعنى: حريصم كه بر خدا جز حقّ نگويم در اقرب آمده: «حقيق- عليه: حريص».
بهر حال، آن از حقّ است يعنى مطابق حال من آنست ...
چنانكه «احقّ» در آيه ... وَ نَحْنُ أَحَقُ بِالْمُلْكِ بقره: ٢٤٧ و غيره نيز بمعنى سزاوارتر و از مصاديق معنى اصلى كلمه است.
«الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ حاقّه: ١- ٣ حاقّة يكى از نامهاى قيامت است و شايد بواسطه ثابت و حتمى بودن حاقّة گفته شده است در مجمع گويد، «حقّة و حاقّة» هر دو بيك معنى است. و تأنيث آن بواسطه موصوف است مثل الساعة الحاقّة و شايد تاء براى مبالغه باشد. در علّت اين تسميه وجوه ديگرى نيز گفتهاند ولى وجه فوق از همه بهتر است چنانكه در تعبير ديگر آمده إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ كاذبة نبودن همان حاقة و حتمى بودن است يعنى اين خبر مطابق واقع است.
حكم: منع براى اصلاح (مفردات) و قضاوت. در اقرب قيد اصلاح ذكر نشده است. در