قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٤٠
نسبت بآنها شرّ نبود زيرا شرّ عدمى و سيل وجود است.
در جاى ديگر ميخوانيم وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ، قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً. ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ ... نساء:
٧٨- ٧٩.
مشركان برسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خرده گرفته و ميگفتند: خوبى از جانب خدا و بدى از جانب تو است كه بما ميرسد! خدا در جواب ميفرمايد: بگو حسنه و سيّئه هر دو از جانب خداست قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ در اينجا خدا هر دو را از جانب خود ميگويد و در آيه بعدى فرموده:
حسنه از جانب خداست (و اوست كه حسنه ميدهد و كسى اجبارش نميكند) و سيّئه از جانب ما است يعنى ما سبب ميشويم كه خداوند سيّئه پيش مياورد. در قرآن كريم آيات زيادى هست كه شرور و بلاها معلول اعمال ناشايست مردم است مثل وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ شورى: ٣٠ ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ تغابن: ١١ در آيه اوّلى بلا را معلول عمل آدمى و در آيه دوّم از خدا ميداند.
يعنى شرّ را خدا مياورد ولى علّت آن عمل انسان است. اگر گويند:
بمقتضاى الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ بايد اينها شرّ و بد نباشند و حال آنكه قرآن مجيد در شرّ و مصيبت بودن اين قبيل چيزها صريح است؟!.
گوئيم اينها از لحاظ تقدير و موازنه و اثر اعمال و انتقام در مقابل طغيان، عدل و خيراند هر چند نسبت باشخاص مجرم شرّ و مصيبت باشند چنانكه در سوره الرحمن در چند محلّ پس از ذكر عذابهاى آخرت آيه فَبِأَيِّ آلاءِ ...
آمده است زيرا آن عذابها نسبت بنظام عالم و مقتضاى شقاوت مجرمين خير و از لوازم نظام كلّى عالمند گرچه نسبت بمجرمين شرّاند