قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢٣
گاهى بطريق باز داشتن قهرى و اجبارى است نحو إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ مائده: ٧٢ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ اعراف: ٥٠ قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً مائده: ٢٦ اين تحريم بطريق منع اجبارى است كه خدا جلوشان را گرفته است ميشود گفت كه تحريم طبيعى است همانطور كه شخص تعليم نديده از هدايت هواپيما ممنوع است همچنين مشرك از رفتن به بهشت طبيعتا ممنوع است گر چه راه بهشت باز باشد زيرا او توانائى رفتن ندارد پس حرام در اينگونه آيات بمعنى غير مقدور است.
گاهى بتسخير و اعمال قدرت خداست مثل وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ ... قصص: ١٢ زنان شير ده را بر او قبلا حرام كرديم، اينكه موسى پستان هيچ زن شير ده را نگرفت فقط خواست خدا بود تا بالاخره بمادرش برگردد.
گاهى تحريم طبيعى و مقتضاى طبيعت است كه خدا چنان قرار داده است مثل وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ انبياء:
٩٥ بر قريهايكه هلاك كردهايم برگشتن بدنيا، حرام و نا مقدور است، آنها بر نميگردند.
حرم مكّه را از آن حرم گويند كه بعضى چيزها در آن تحريم شده بخلاف ساير مواضع، همچنين است ماه حرام (مفردات) مثل أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ قصص: ٥٧ آيا جا نداديم آنها را در حرم امنى كه ميوههاى هر چيز بآنجا جمع ميشود.
در اقرب الموارد گويد: حرمت چيزيست كه هتك آن حلال و جايز نيست (احترام).
المسجد الحرام- البيت الحرام- الشهر الحرام، همه از اين باب اند يعنى اينها محترماند و حدودى دارند و چيزهائى در آنها حرام شده كه در غير آنها حرام نيست. حُرُم (بر وزن شتر) جمع حرام است