قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢١
موضع محكم و يا لاحق شدن بدسته ديگر است. يعنى: هر كه آنروز پشت بدشمنان كند با غضب خدا هم قرين شده مگر آنكه پشت كردن براى موضع گرفتن در ناحيهاى و لاحق شدن بديگران باشد.
تحريف شىء: بيك طرف بردن آنست مثل مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ ...
نساء: ٤٦ وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ ... بقره: ٧٥.
راغب گويد: تحريف كلام آنست كه آنرا در گوشهاى از احتمال قرار بدهى كه بتوان بدو وجه حمل كرد. على هذا معنى آن محتمل كردن كلام صريح است «مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ» هم قرينه آنست يعنى پس از آنكه مراد از آنكلام را دانستند آنرا از معناى صريح منحرف ميكردند مثلا ميگفتند: مراد از اين جمله خاتم پيغمبران نيست بلكه جبرئيل است ظاهرا از يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ همين معنى مراد است و يا جاى كلمهها را عوض كرده و طور ديگر جابجا ميكردند، شايد هر دو تحريف را انجام ميدادهاند.
حرق: سوزاندن. ثلاثى آن مثل باب افعال و تفصيل متعدّى است (اقرب) فَأَصابَها إِعْصارٌ فِيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ بقره: ٢٦٦ بآن فشردگيى كه در آن آتش بود رسيد پس بسوخت. اين آيه آتش سوزى جنگلها را روشن ميكند و در (ع ص ر) مطالعه شود قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ انبياء: ٦٨ گفتند او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى دهيد.
صحاح گويد: احراق و تحريق دلالت بر شدّت دارند.
وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ آل عمران: ١٨١ «حريق» پنج بار در قرآن تكرار شده است مجمع- البيان آن را آتش معنى كرده و هم بمعنى محرق گفته است يعنى سوزان. نا گفته نماند حريق در آيات قرآن بمعنى فاعل است و اگر آنرا آتش معنى كنيم در واقع تسميه