قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٢
يوسف: ٦ تأويل تازهها را بر تو تعليم كند. فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ سباء: ١٩ داستان و عذاب آنها را تازهها قرار داديم كه مردم بصورت عبرتها و خبرهاى تازه به يكديگر نقل ميكردند.
حدّ: مرز. راغب گويد:
واسطه ميان دو چيز كه از اختلاط آندو جلوگيرى ميكند. تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها بقره: ١٨٧ آنهاست مرزهاى خدا پس بآنها نزديك نشويد. مراد از حدود اللّه احكام خداست اعمّ از محرّمات و واجبات كه بايد بمحرّمات نزديك نشد و از واجبات تجاوز نكرد تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها بقره: ٢٢٩.
اصل حدّ چنانكه طبرسى ذيل آيه ٦٣ توبه تصريح كرده و چنانكه از قاموس و صحاح بدست ميايد بمعنى منع (و دفع) است. على هذا مرز را از آن حدّ گويند كه ميان دو شىء واقع شده و مانع از اختلاط است. بتصريح راغب علت تسميه حدّ زنا و حدّ خمر آنست كه مرتكب را از ارتكاب جديد باز ميدارد و نيز ديگران را از ارتكاب آن منع ميكند.
إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ كُبِتُوا كَما كُبِتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مجادله: ٥ محادّه بمعنى دشمنى و مخالفت است زيرا حالتى عارض انسان ميشود كه از اطاعت خدا و رسول بازش ميدارد مثل كبر و غرور. يعنى آنانكه با خدا و رسول مخالفت ميكنند ذليل ميشوند چنانكه اسلافشان ذليل شدند.
وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ حديد: ٢٥ آهن را از آن حديد گويند كه منع و دفع كننده است (صحاح) و يا آلت منع است يعنى: آهن را نازل كرديم كه در آن صلابت شديد و منفعتها براى مردم هست.
بچشم تيز بين و دقيق از آن حديد گويند كه از مخفى شدن چيزها منع ميكند فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ق: ٢٢ چشم تو امروز تيز