حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦
علمی بر آن مبتنی است ، " حرکت احتیاج به محرک ندارد " و آنچه که ظاهرا عامل حرکت نامیده میشود فی الواقع عامل حرکت نیست و بلکه حرکت از آن جهت که حرکت است احتیاج به محرک ندارد ، و آنچه که احتیاج به عامل دارد تغییر مقدار حرکت است . به این بیان که ، اگر ما بخواهیم جسمی را در ملاء به حرکت درآ وریم احتیاج به عامل و نیروئی است ولی نه از این جهت که حرکت از حیث حرکت بودنش احتیاج به نیرو داشته باشد ، بلکه به خاطر اینکه شیئی که در ملاء ( مثلا در فضای مملو از هوا ) قرار گرفته در مقابل خود مواجه با عایق و مانع است و آن نیرو باید آن مانع را برطرف کند و اگر همین جسم بخواهد در آب حرکت کند چون آب عایق و مانع قوی تری است احتیاج به نیروی بیشتری برای دفع عایق و ابراز حرکت است . ولی اگر ما فضائی را فرض کنیم که خلا مطلق در آن وجود داشته باشد چون هیچ عایقی وجود ندارد ، کوچکترین حرکتی که هر جسمی داشته باشد ، تا ابد از دست نخواهد داد و هیچ تغییری هم در سرعت آن داده نخواهد شد زیرا مانعی نیست که از میزان سرعت بکاهد و لذا در آنجا حتی عامل تغییر دهنده حرکت هم وجود نخواهد داشت . این معنی تحت عنوان اصل جبر یا ماند در علم جدید به عنوان یکی از اصول اساسی علم مکانیک پذیرفته شده است . مطابق این اصل اگر عاملی حرکت جسم مفروضی را دو برابر کند ، جسم ، این سرعت را همیشه حفظ خواهد کرد ( مگر در اثر مواجهه با عوامل دیگر ) و به عکس اگر عاملی باعث سکون این جسم شد ، جسم سکون خود را برای همیشه حفظ خواهد کرد . به این ترتیب اصل " تغییر درجه حرکت احتیاج به عامل دارد " را جانشین اصل " حرکت احتیاج به عامل دارد " که اصل ارسطوئی است ، میدانند . پاسخ : در اینجا باید به این سؤال پاسخ داد که آیا این دو اصل منافی یکدیگرند یا خیر ؟ در پاسخ به این سئوال باید گفت که دو بحث است ، یکی آن