حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣
نفس هم همین حالت را دارد . نفس اگر چه فعلیت جوهری است ، ولی فعلیتی است جوهری که مع الماده است نه فی الماده ، و در عین حال نفس نیز نیازمند به امکان قبلی و ماده حامل امکان میباشد . همانطور که در " تنبیه " آخر فصل حاضر خواهد آمد ، حکما میان نفس و سایر فعلیتهای جوهری این فرق را میگذارند و میگویند نفس به دلیل اینکه مجرد است و نه مادی ، فی الماده نیست بلکه مع الماده است . و این یک بحث دامنه داری است که یعنی چه مع الماده است ، این بحث در مبحث نفس " اسفار " مفصلا بیان شده است . بنابراین نفس هم نیازمند ماده است . یعنی به یک تعبیر ماده مرجح وجود آن میشود و به تعبیر درس قبل ، ماده است که حامل قابلیت وجود نفس است . در نتیجه آنچه حادث زمانی است صورت به معنای اعم است که شامل صورت نوعیه و عرض و نفس میشود ، اینها حادثند به حدوث زمانی یعنی مسبوقند به امکان قبلی و ماده ای که حامل آن امکان است .
٢ - ماده حادث است یا نه ؟
در اینجا سؤال دیگر مطرح میشود که آن امکان قبلی و آن ماده حامل امکان ، حادث است یا حادث نیست ؟ حکما درباره ماده و امکان چه میگویند ؟ بدون شک آنچه که درباره صورت گفته اند ، درباره ماده و امکان نمی توانند بگویند . اگر درباره آنها نیز همین حرف را بزنند ، این مسئله پیش میآید که پس آنها هم باید مسبوق به امکان و مادهای که حامل این امکان است ، باشند . در این صورت نقل کلام به آن امکان و ماده حامل آن میشود و همچنین الی مالانهایه . پس اگر درباره امکان و ماده آن بخواهند همان حرفی را که درباره صورتهای حادثه گفته اند ، بگویند ، تسلسل لازم میآید . به همین دلیل درباره امکان ها و ماده ها چنین حرفی را نمی زنند . نظر بوعلی درباره ماده : حکمائی چون بوعلی درباره ماده قائلند که ماده