حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٠
و فعلیته فعلیة قوته فلا محالة یکون الفائض من الاول علیه هذا النحو من
الثبات والفعلیة ، کما أن لکل شیء نحوا من الوحدش وهی مساوقة للوجود و
عینه ، فاذا کانت وحدته عین کثرش ما بالقوش أو بالفعل کانت الفائض
علیه [٢] من الواحد الحق وحدش الکثرش بأحد الوجهین ، والذی من
الموجودات ثباته عین التجدد هی الطبیعة ، والذی فعلیته عین القوش
الهیولی ، و الذی وحدته عین الاکثرش بالفعل هو العدد ، والذی وحدته عین
قوشالکثرش هو الجسم [٣] و ما فیه .
فالطبیعة بما هی ثابتة مرتبطة الی المبدأ الثابت ، و بماهی متجددش
یرتبط الیها تجدد المتجددات وحدوث الحادثات ، کما ان الهیولی من حیث
لها فعلیة ما صدرت عن المبدأ الفعال بانضمام الصورش ابداعا ، ومن حیث
انها قوش وامکان یستصح بها الحدوث والا نقضاء والدثور والفناء ، فهذان
الجواهران بدثورهما و تجددهما الذاتیتین واسطان للحدوث والزوال فی الامور
الجسمانیة ، و بهما یحصل الارتباط بین القدیم والحادث ، و یتحسم مادش
الاشکال التی أعیت الفضلاء فی دفعه .
[٢] تعبیر مرحوم آخوند در اینجا خالی از مناقشه نیست . ما دو جور کثرت داریم ، کثرت بالقوه و کثرت بالفعل . در کثرت بالقوه این مطلب کاملا قابل قبول است ولی در کثرت بالفعل مثل مثال عشره که ذکر کردیم ، بنابراینکه وجود کل مجموعی اعتباری است باید بگوئیم که افاضه وجود که مرحوم آخوند در اینجا گفته است اعم است از وجود حقیقی و وجود اعتباری . ضمنا منظور از کثرت بالقوه کثرت مقداری است ، و منظور از کثرت بالفعل کثرت عددی است . [٣] جسم است که از آن مقدار انتزاع میشود و آنچه که در جسم است از مقادیر و کمیات .