حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٦
محیط برای جسم محاط تغییر مکان دادن یعنی چه ؟ یعنی محیط را عوض کردن و مکان جز همان سطح احاطه کننده از اجسام دیگر نیست لذا تغییر محاط عبارش اخرای تغییر مکان است ! قدما براساس این دو مقدمه استدلال میکردند که حرکت محددالجهات یا فلک الافلاک حرکت مکانی نیست بلکه حرکت وضعی است . زیرا محددالجهات یعنی جسمی که فوق آن جسمی نیست و بنابراینکه مکان عبارت است از سطح مقعر جسم محیط بر جسم محاط پس جسم محددالجهات جسم است ولی در عین حال مکان ندارد . پس لازمه جسم مکان داشتن نیست ، جسمی که محاط نسبت به جسم دیگر است مکان دارد اما روی حسابی که ما مکان را عبارت از فضا بدانیم ، محددالجهات در عین اینکه محاط نیست باز فضائی را اشغال کرده و مکان دارد . قدما روی همین بیان معتقدند که ارسطو هم چنین نظری داشته است و نباید حرکت محددالجهات یا فلک الافلاک را حرکت مکانی بداند زیرا مکان ندارد که حرکتش مکانی و أینی باشد ولی در عین حال که مکان ندارد حرکتش حرکت وضعی است زیرا مکان از خود آن شروع میشود و نسبت اجزاء آن با اشیاء خارج بلکه با خود اجزاء تغییر میکند . نتیجه اینکه حرکت محددالجهات وضعی است نه أینی . از بحث درباره محددالجهات میگذریم و اکنون بپردازیم به بحث درباره اجسامی که مکان دارند .
حرکت وضعی در اجسام دارای مکان
در بحث درباره حرکت وضعی اجسام ذی مکان ، مرحوم آخوند عبارتی دارند که نسبتا مبهم است میگوید : یک وقت هست که جسم بتمامه تمام مکان را رها میکند و یک وقت هست که بجزئه جزء مکان را رها میکند و توضیح نمی دهد که اگر بکله کل مکان را رها کند آیا میتواند حرکت وضعی وجود داشته باشد یا نه ، عبارت مبهم است . ولی توضیح میدهد که اگر جزء شیء جزء