حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٢
برای روشن شدن مطلب ابتداء حرکت را در نظر نگیرید ، حالت سکون را در
نظر بگیرید ، مثال را هم از حرکات أینی میزنیم . اگر جسم ساکن باشد ،
جسم ساکن در مکان آیا دارای مکان هست یا نه ؟ قهرا هست . این جسم ساکن
الان در این مکان قرار دارد ، اگر یک ساعت ساکن باشد در همه یک ساعت ،
یک مکان را اشغال کرده است ، یک فرد از " أین " را اشغال کرده است
، یعنی دارای یک فرد از " أین " خاص است که با گذشت زمان هیچگونه
تغییری نمی کند .
اکنون اگر این شیء حرکت بکند ، أینش تغییر میکند یا در " أین "
تغییر میکند ، وقتی که این شیء تغییر میکند آیا دارای فردی از " أین "
هست یا نیست ، دارای مکان هست یا نیست ؟ مسلم دارای مکان هست ، خوب
در مکان که هست ، این شیء در این نقطه اگر بخواهد باشد در یک مکان است
، در نقطه بعد که قرار میگیرد در مکان دیگر قرار گرفته چون نسبتش فرق
میکند با اشیاء در نقطه بعد از این نقطه که قرار بگیرد در مکان سومی قرار
گرفته . پس در این مورد افرادی از مکان هست ، نه فرد واحدی از مکان ،
منتهی این جسم که از این سر دیوار تا آن سر دیوار حرکت میکند ، نمی
توانیم بگوییم ، این دارای مکان نیست و نمی توانیم هم بگوییم که از اول
حرکت تا آخر حرکت ، دارای یک فردی از مکان است قطعا اینجور نیست ؟
پس در اینجا چه بگوییم ؟
در اینجا فرضهای متعددی هست که اگر ما فرضهای دیگر را ذکر نکنیم فرض
خودمان روشن نمی شود .
یک فرض اینست که قبلا فردهایی از مکان در اینجا به صورت یک سلسله
نقطه ها وجود دارد ، شیء که حرکت میکند ، معنای حرکت کردنش اینست که
در هر آنی در یک مکان قرار دارد و ساکن است ، یعنی حرکت مجموع سکونات
است به عبارت دیگر مجموع بودنها است ولی بصورتی که بودن ها کوتاه
کوتاه بشود به طوری که هر بودنی برابر با یک آن بیشتر نباشد [١] . این
یک فرض .
[١] " آن " را هم به معنای کوچکترین فرد زمان اعتبار میکنیم ، یعنی جزء لایتجزای