حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦١
آیا اگر این امور علاوه بر غیرمتناهی بودن و علاوه بر مترتب بودن ،
اجتماع در وجود داشته باشند یعنی همزمان باشند ، چطور ؟ جواب این است
که چنین امری محال است . یعنی آن غیرمتناهی محال ، وجود امور غیرمتناهیه
مترتبه همزمان میباشد . اگر همزمان نباشد مثل تخم مرغ و مرغ و تخم مرغ و
مرغ الی غیرالنهایه ، چون در یک زمان اجتماع ندارند ، محال نیست ، اگر
چه میان امور رابطه علیت هم نباشد . به همین دلیل است که فلاسفه ابعاد
عالم را متناهی میدانند چون میگویند لازمه نامتناهی بودن ابعاد عالم ،
وجود امور مترتبه غیرمتناهیه مجتمعه در زمان واحد است [١] .
حاصل کلام اینکه وجود امور مترتبه غیرمتناهیه مجتمعه در زمان واحد محال
است . یکی از اقسام این امور مترتبه ، علل و معلولها هستند که اجتماع
آنها بطور غیرمتناهی در زمان واحد محال است .
قید " مجتمعه در زمان واحد " قید بسیار لازم و نکته مهمی است . زیرا
دو نوع علت و معلول داریم . یک نوع که به تسامح علت و معلول نامیده
میشوند و فلاسفه به آنها معدات و گاهی هم علل معده میگویند ، همه علل
طبیعی از این قبیل است به آنها علل اعدادی میگویند نه علل ایجابی . مثل
گندم که از گندم به وجود میآید و یا تخم مرغی که از مرغ به وجود میآید و
همچنین پدران و مادران علت اعدادی برای فرزندان خود هستند . در علل
اعدادی همزمانی علت با معلول ضرورت ندارد ، ممکن است زمانهایشان متصل
باشد ولی ضرورت ندارد مجتمع
[١] مسأله تناهی یا عدم تناهی ابعاد عالم از بسیار قدیم مطرح بوده است و هنوز هم از نظر کلی برای علم و فلسفه مجهول است . مسئله این است که آیا عالم از تمام اطراف غیرمتناهی است یا از بعضی اطراف غیرمتناهی است و یا اساسا از تمام اطراف متناهی و محدود است . فلاسفه قدیم به تناهی ابعاد عالم قائل هستند ، مانند ارسطو و بوعلی و ملاصدرا در میان فلاسفه قدیم فلاسفه ای مانند ذیمقراطیس به غیرمتناهی بودن ابعاد عالم معتقد بودند . امروزه نیز وحدت نظری وجود ندارد ، انیشتاین از کسانی است که به تناهی ابعاد عالم قائل است .