حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٥
مکان چیست ؟ مقصود از اینکه میگوئیم این جسم در این مکان قرار دارد ،
چیست ؟ و مکان جسم چیست ؟
درباب مکان در میان قدما اختلاف نظر بوده است . شیخ اشراق مدعی است
که مکان حقیقتی است مستقل از اجسام یعنی اجسام مادی که در عالم وجود
دارد در فضائی قرار دارند که آن فضا غیر از آن اجسام است و اجسام در آن
فضا جا گرفته اند ، آن فضا خودش ثابت است وقتی که جسم حرکت میکند
قسمتی از فضا را رها میکند و قسمت دیگری را میگیرد . این فضا را بعد
مجرد مینامند و اشراقیون قائلند که غیرمتناهی است . این یک نظریه
درباب مکان [١] .
نظریه دیگر درباب مکان متعلق به بوعلی و فلاسفه مشاء است . مطابق این
نظریه مکان از همین اجسام به وجود میآید ، اگر این اجسام نباشند مکانی هم
نیست . مطابق نظریه شیخ اشراق اگر تمام اجسام عالم معدوم شود ، باز چیزی
وجود دارد که همان فضای خالی از اجسام است ولی مطابق نظریه بوعلی اگر
تمام اجسام معدوم شود فضائی هم وجود نخواهد داشت و معدوم شدن آنها با
معدوم شدن تمام ابعاد مساوی است و فضا ساخته ذهن انسان است که آن را از
اجسام انتزاع میکند و در حقیقت از اجسام پدید آمده است و هر جسمی به
اندازه خودش قسمتی از فضا را تشکیل داده است . ما به اندازه بدنمان
فضاء ایجاد کرده ایم و اگر نبودیم ناچار باید جسم دیگر آن فضا را پر
میکرد . فلاسفه مشاء بر همین اساس قائل به امتناع خلاء بودند و میگفتند
معنای خلاء این است که فضا باشد و جسم به وجود آورنده آن نباشد و این
محال است .
بنابراین نظریه که اساسا فضا را همین اجسام به وجود میآورند ، مکان
یعنی نسبت اشیاء به یکدیگر . هر جسمی محاط است به اجسامی مثلا ما محاط
هستیم به زمین و لباس و هوا و نظایر آن ، مکان عبارت است از سطح مقعر
جسم
[١] مرحوم آخوند به این نظریه تمایل دارد و لذا در اینجا راجع به حرف مشائین میگوید : عندهم .