حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٢
اعراض میگوییم . مقصود از آنچه درباب عرض و جوهر میگوییم ، محل مستغنی است ولی مقصود از موضوع که در اینجا میگوییم قابل است که مرکب از ممابالفعل و مما بالقوه باشد . پس حرکت در جوهر هم نیازمند به موضوع است چون مفروض این است که آنجا هم حادث بلکه عین حدوث است . لذا تلاش مرحوم آخوند در اینجا بی وجه نیست ، چون می خواهد برای حرکت در جوهر که حادث است ماده درست بکند . اکنون باید بپردازیم به این بحث که : بیانی که در اینجا دارد و میگوید موضوع حرکت هیولی مع صورش ما است با بیانی که در فصل ( ١٩ ) داشت و گفت : در حرکت جوهریه فاعل و قابل یکی است ، تخالف دارد یا ندارد . اگر توانستیم تخالف بین این دو بیان را از میان برداریم تخالف میان اینها و بین اینکه گفته موضوع ماهیت است و بین آنچه که گفته حافظ وحدت موجود مفارق است ، به سهولت رفع میشد .