حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
که : جا دارد همانطور که شما حرکت قطعیه را امری موهوم دانستید کسی
حرکت توسطیه را موهوم و حرکت قطعیه را واقعی بداند ، زیرا شما در
تعریف حرکت توسطیه میگوئید امری است دفعی الحدوث و مستمرالبقا یعنی
شیء در یک آن دچار یک حالت بسیط واحدی میشود و بعد این حالت استمرار
و دوام مییابد تا آخر حرکت ، و درتوجیه زمانی بودن حرکت میگفتید در هر
آنی از آنات زمان متحرک در حدی از حدود مسافت قرار میگیرد یعنی برای
جسم حصولات آنیه قائل شدید . خود حرکت به عنوان یک امر کلی عبارتست از
کون الجسم بین المبدأ والمنتهی که مصداقش این حصولات آنیه است ولی آیا
مگر کلی به ماهو کلی در خارج وجود دارد ؟ آیا کلی طبیعی وجودی مستقل از
افراد خود دارد ؟ .
این ایراد مرحوم آخوند مثل ایرادی است که به اصولیون وارد است آنجا
که بحث از استصحاب کلی میکنند و میگویند یکی از اقسام کلی ، کلی قسم
ثانی است [١] . و آن اینکه مثلا از زمان حضرت آدم و با خلق ایشان ،
انسان وجود پیدا کرد و آدم بود که اولادش به وجود آمده همین طور اولاد
اولاد آدم و . . . و این رشته تا به امروز ادامه یافته است . در این
صورت آیا میتوانیم بگوئیم از زمان حضرت آدم تاکنون انسان استمرار وجود
داشته است ؟ البته اینرا عرف میپذیرد ، عرف میگوید بله از زمان حضرت
آدم انسان بوده و همین طور انسان ادامه یافته تا به امروز ، و هیچوقت
نبوده که انسانی بر روی زمین نباشد . ولی اینرا به تعبیر دیگر و به شکل
یک قاعده عمومی و عقلی بیان کرده اند که " الکلی یوجد بوجود فرد واحد و
ینعدم بانعدام جمیع الافراد " و بعضی از اصولیون هم آنرا پذیرفته که
البته حرف نادرستی است . این حرف از آنجا ناشی شده که نحوه وجود کلی
طبیعی شناخته نشده که چه جور وجودی دارد . کلی
[١] البته مطلب اصولیون وقتی قابل ایراد است که به دقت عقلی در نظر گرفته شود والا در حیطه خود این بحث که تا حدی عرفی است و نظر شرع هم در بعضی موارد ممکن است ناظر به عرف باشد ، حرف درستی است .