حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٦
حرکت و مسافت این موضوع است . حرکت در أین : یعنی این جسم است که " در مکان " حرکت میکند ، نه اینکه " أین " حرکت میکند ، آن چه متغیر و متجدد است ، جسم است که متغیر و متجدد " در مکان " است . معنای اینکه عرض مسافت است اینست که ، جسم دارای یکی از این اعراض است و دو حالت دارد ، در وقتی که ساکن است یک فرد از عرض خود را دارد و همان را برای خود نگاه میدارد ، مثلا یک فرد از مکان برای آن باقی است ، اما همینکه جسم در یکی از این اعراض حرکت میکند ، دائما از فردی از افراد آن عرض خارج میشود و فرد دیگر را میگیرد ، یکی را رها میکند و دیگری را میگیرد . ( در بعضی از موارد فقط فرد رها میشود بدون آنکه صنف تغییر کند ، بلکه وحدت صنفی میان افراد حاصل است ، ولی در مواردی از صنفی خارج میشود و وارد صنف دیگر میگردد ، و گاهی در حرکات اشتدادیه جسم از نوعی خارج میشود و وارد نوع دیگر میشود ) اینست معنای مسافت بودن عرض ، یعنی آنی که طی میشود و ابعاض آن دائما متبدل میشود . درست است که عرف در مسافت فقط مکان را میشناسد ، ولی عقل با نظر دقیق ، عین همین را در کم و کیف و . . . هم میبیند .
انتقاد حکما از سه نظریه دیگر :
تا اینجا چهار نظریه را بیان کردیم و گفتیم حکما معمولا نظریه چهارم را انتخاب کرده اند : حالا باید ببینیم آن سه نظر یا دو نظر دیگر چه عیبی دارد و چرا پذیرفته نیستند . قول اول این بود که مقوله موضوع حرکت است ، یعنی اگر جسم حرکت میکند در " أین " ، این " أین " است که حرکت میکند ، اگر ما حرکت را کمال اول بدانیم ، این " أین " است که متصف به کمال اول شده است ، و چون میگوییم حرکت عین تجدد و تغیر است ، پس این " أین " است که قبول میکند تجدد آنا فانا را . اینرا مقایسه کنید با نظریه چهارم ، در نظریه چهارم گفت که این جسم