حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠
خاصی در اینجا نشستهایم هر کدام جای خود را تغییر دهیم ، در واقع چیزی بر افراد موجود اضافه نمی شود بلکه تنها جای افراد و کیفیت نشستن و هیئت آن تغییر کرده است . طرفداران این نظریه در اثبات مدعای خود چنین استدلال میکنند که : لازمه به وجود آمدن اشیاء و امور این است که عدم به وجود تبدیل شود و چون عدم به وجود تبدیل نمیشود پس چیز تازه ای به وجود نمی آید . این نظریه در میان قدما مطرح بوده است و در دنیای جدید نیز کم و بیش طرفدارانی دارد . پارمنیدس [ از کسانی است که چنین عقیدهای دارد ] وی از فلاسفه ایلیائی است و حتی منکر وجود حرکت است به این دلیل که معتقد است هیچ چیزی حدوث پیدا نمی کند ، پس حرکت هم یک امر ظاهری است و چیز تازه ای نیست . ٢ - مطابق نظریه دوم اشیاء عالم بطور مداوم معدوم میشوند و بجای آنها اشیاء تازهای به وجود میآید . در میان عرفا نظریه ای به نام " تجدد امثال " وجود دارد که مطابق است با همین نظریه دوم . طبق این نظریه عرفا معتقدند که عالم بطور مداوم در حال موجود شدن و معدوم شدن است یا به تعبیر آنها در حال قبض و بسط است . مثل نوری که مرتب پخش بکنند و بگیرند . همچنین نظر مردم عادی نیز چنین است ، مردم عادی فکر میکنند که اشیاء از عدم به وجود میآیند ، اول نیستند و سپس به وجود میآیند . ٣ - نظریه سوم متعلق است به نظریه حکما که در این فصل در مقام بیان آن هستیم و در آینده نزدیک توضیح خواهیم داد . همانطور که گفتیم برای ما مشهود و محسوس است که اشیاء عالم طبق نظام خاصی به وجود میآیند و اینطور نیست که دفعتا از کتم عدم و بدون هیچ مقدمه ای موجود شوند ، بلکه مشاهده میکنیم که اشیاء یک چیزی بوده اند و بعد تبدیل به چیز تازه ای شده اند . مثلا نوزاد نطفه بود و برگ درخت موادی در خاک و آب . و همچنین مشاهده میکنیم که این تبدیلها طبق یک نظام خاص و بطور دقیق و