حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦
است و نمی تواند موجود باشد . مرحوم آخوند میگویند این شبهه با شبهه فخر رازی در مورد انکار وجود شیء تدریجیا لحصول دارای یک ریشه است و جواب آن نیز جواب همان است و منشأ پیدایش شبهه هم مثل سابق از اینجاست که میان وجود شیء در " آن " و وجود شیء در " زمان " فرق گذاشته نشده است . و در آنجا که پرسیده میشود آن جزئی که وجود پیدا کرده منقسم است یا غیر منقسم ؟ باید مقصود گوینده را پرسید اگر مقصود این است که آن جزء در " آن " وجود پیدا کرده ؟ این مسأله اصلا از ریشه غلط است هیچ چیز در آن وجود پیدا نمی کند ، " آن " ، حد زمان است و جزء حرکت در " آن " وجود پیدا نمی کند بلکه حد حرکت است که در " آن " وجود پیدا میکند ، جزء حرکت در جزء زمان یعنی یک قطعه از زمان وجود پیدا میکند . برای روشن شدن اصطلاح حد حرکت در زمان مثال میزنیم ، شما دو جسم را در نظر بگیرید فرضا هر دو به طول دو متر . یکی از این دو کاملا سبز رنگ باشد ، جسم دوم درست نصف آن سفید و نیم دیگرش سیاه باشد به طوری که بین نیم سیاه و نیم سفید یک خط هندسی بتوان فرض کرد . حال اگر این دو جسم را بر هم منطبق کنیم ، شاید کسی گمان کند که جزئی از جسم سبز رنگ وجود دارد که منطبق بر آن خط فاصل میان نیمه سیاه و سفید جسم دوم باشد و حال آنکه هیچ قسمتی از جسم سبز رنگ منطبق بر آن حد فاصل نیست ، چونکه حد فاصل خود چیزی نیست ، که جزء جسم دو رنگ باشد ، زیرا اگر بخواهد جزء جسم دو رنگ باشد یا فقط سیاه است و یا فقط سفید و اگر هم نیم آن سیاه باشد و نیمی سفید وجود دارد . زیرا اگر قرار باشد چیزی بنام حد فاصل و وسط وجود د اشته باشد خود آن هم وسط دارد و باز همین طور آن وسط هم وسط دیگری و این تا بی نهایت پیش میرود . پس میگوئیم هیچ قسمتی از جسم سبز رنگ بر خط