حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٩
حرکت جوهریه همه مراتب هم موضوع است و هم مافیه الحرکه و به تعبیر خودش فعل و قبول اینجا یکی است ، یعنی فرقشان تحلیلی است . بخلاف حرکت در عرض که اختلاف قابل و مقبول واقعی است . پس بنابراین حرف مرحوم آخوند که میگوید حرکت جوهریه موضوع میخواهد درست [ است ] . و اگر میگوید موضوع ماده است مع صورش ما ، به اعتبار آن حرفی [ است ] که در حرکت توسطیه گفته است و بالاخره خالی از نوعی مجاز نیست . موضوع با مافیه الحرکه فرقشان تحلیلی است ، نه فرق واقعی و عینی ، یعنی مراتب حرکت را اگر در نظر بگیریم ، تمام مراتب موضوع است برای خودش ، اما باین معنی که هر مرتبه قبل موضوع است برای مرتبه بعد ، تازه فرق این مرتبه و آن مرتبه هم به تحلیل عقل است . حرف مرحوم آخوند این است و بنابراین تضادی و تناقضی هم بین حرفهایشان نیست . و اما قضیه ماهیت چیست که ایشان گاهی میگوید موضوع حرکت ماهیت است ؟ مقصود ایشان این است که اگر چه ما قائل هستیم که در باب حرکات اشتدادیه تبدل ذات صورت میگیرد ، و انواع عوض میشوند ، ولی اجناس خصوصا جنس عالی عوض نمی شوند . یعنی تبدل انواع یک حد محدودی دارد ، و تبدل انواع معنایش این نیست که این نوع تبدیل میشود به نوع دیگری که حتی در جنس الاجناس هم با هم شریک نیستند ، مثلا " کیف " متبدل به " کم " بشود یا جوهریت به کیف و نظایر آن ، نه ! یک اصل محفوظ که همان ماهیت جنسی و لااقل ماهیت مقوله باشد در اینجا محفوظ است . اینهم حرف درستی است . میرویم سراغ اینکه ایشان موجود مفارق و عقل مجرد را در اینجا دخالت داده است ، این معنایش چیست ؟ موضوع مفارق در واقع در طول این مطلب است نه در عرض آن . ایشان مدعی است که وحدت حرکت به وجودش است چه حرکت عرضی چه حرکت جوهری . ولی همین طور که وجود عرض قائم به وجود جوهر است ، وحدت عرض هم قهرا قائم به وحدت جوهر است ، چون وحدتش عین وجودش