حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦
حرکت بدون کمال ثانی و غایت ممکن نیست چه در این صورت شیء متحرک
باید حرکتش به این سو و یا سوی دیگر علی السویه باشد و این ترجیح بلامرجح
است ، چون به هر حال فعلا به یک سو حرکت میکند بدون وجه رجحان . پس
حرکت غایت داراست و لازمه غایت داشتن این است که شیء در رسیدن و وصول
به غایت از حرکت باز ایستاده و ساکن شود در حالی که چنانچه حرکت ذاتی
شیء باشد یعنی از ذات او لاینفک باشد ، چطور پس از وصول به غایت ،
حرکت میتواند از شیء جدا شود یعنی لازمه غایت داشتن حرکت و ذاتی بودنش
این است که شیء در وصول به غایت از ذات خود جدا شده و ساکن گردد . و
نتیجتا چون ذاتی دانستن حرکت را برای شیء منافی با غایت داشتن آن که
امری برهانی و مسلم است مییابیم حرکت ذاتی شیء نیست .
این سه برهان از ٦ برهانی است که قدما در اثبات مغایرت حرکت با
متحرک اقامه کرده اند که تمامی این براهین مورد مناقشه و خدشه فخر رازی
قرار گرفته است ولی ملاصدرا فقط ایرادهائی را که بر براهین ٤ و ٥ و ٦ (
از طرف فخر رازی ) وارد شده ، پاسخ گفته است و از سه برهان اول اصلا
ذکری به میان نیاورده است و این به جهت خاصی است که بعدا به آن اشاره
میکنیم و در اینجا همین قدر لازم است گفته شود که به سه برهان اول میتوان
ایرادهائی به ویژه بر مبنای نظریات و اصول علمی جدید ، وارد ساخت که
بعضی از آنها را ذکر میکنیم .
> برای تکامل که مورد ادعایشان است باقی نمی ماند ولی در عین اینکه این تلاش کمال است ، کمال به معنی به سوی کمال ، به معنی کمال مطلوب ، نداریم زیرا بقول این افراد ، تکامل یک مفهوم دینامیک و پویا ولی کمال مطلوب و این قبیل معانی ، ایستا ، دگم ، و استاتیک میباشند و وجود ندارند . عقیده ایشان به تقریر قدما به این صورت درمی آید که " کمال ثانی نداریم " ولی فلاسفه اسلامی میگویند ، محال است کمال اول بدون کمال ثانی باشد یعنی حرکت غایت نداشته باشد .