حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٤
قبول کرده است اشتداد را ، از شما سؤال میکنیم آیا در وقتی که شیء دارد حرکت اشتدادی میکند ، یک سواد اصلی هست که در همه این مراحل باقی است یا اینکه سواد اصل باقی و ذات محفوظی در اینجا نداریم ، اگر هر کدام از این دو را بخواهیم بگوییم دچار اشکال میشویم . اگر بگوییم اصل سواد باقی است و یک سواد اصل باقی داریم ، قهرا همانطور که قبلا گفتیم سؤال میشود که آنچه که پیدا شده است چیست ؟ آیا سواد اضافه میشود ، می گوییم اینکه اجتماع مثلین است و معنایش اینست که یک شیء در عین اینکه سیاه هست ، سیاه بشود و در آن واحد دو رنگ داشته باشد از نوع واحد ، و اگر آنی که اضافه میشود از نوع سواد نباشد و چیز دیگر باشد ، پس معنایش اینست که غیر سواد مخلوط شده است با سواد ، پس اشتدادی در کار نیست ، این در صورتی است که بگویید سواد اصلی باقی است و اگر بگویید : نه ، در حین تسود یک سواد اصل باقی نداریم ، میگویند پس سواد اشتداد غلط است ، چون معنای سواد اشتد اینست که موضوعی داریم که قبول کرده است اشتداد را ، پس موضوع باید باقی باشد و اگر موضوع باقی نباشد ، سیلان غلط است ، چون همیشه در سیلان یک موضوع باقی که در همه مراحل محفوظ باشد لازم است ، اگر بنا شد آنی که قبول میکند اشتداد را سواد باشد ولی آنی که قبول میکند وجود نداشته باشد ، سیلانی وجود نخواهد داشت ، چون درباب موضوع میگوییم که در تمام مراحل حرکت باید موضوعی که حافظ وحدت مراتب حرکت است ، باید وجود داشته باشد والا اگر یک چیز نداشته باشیم که آن یک چیز متحرک است . آنوقت نمی توانیم حرکت واحد داشته باشیم . بنابراین اگر درباب حرکت اشتدادی سواد ، بگوییم موضوع باقی است یک اشکال بوجود میآید و اگر بگوییم باقی نیست اشکال دیگر ، پس چه باید گفت ؟ باید گفت معنای تسود این نیست که سواد قبول میکند اشتداد را بلکه معنایش اینستکه موضوع سواد یعنی جسم قبول میکند اشتداد را و در اسودیت