حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠
محمول دارد ولی موضوع ندارد . در جواب این اشکال مرحوم آخوند میگوید دو طرف داشتن اضافه مربوط است به عالم ذهن و در تعریف مقوله مضاف گفته شده اضافه متکررشالطرفین بحیث ان عقلا عقلا معا ، به طور تکافی چون المتضایفان متکافئان قوش و فعلا یعنی تقدم و تأخری بین آنها نیست ، قوش و فعلا و همچنین زمانا متکافی هستند پس محال است تعقل آنها بدون یکدیگر در ظرف ذهن نه اینکه در خارج وجودشان بدون دیگری ممکن نیست . در اینجا آقای طباطبائی ایراد خوبی میگیرند و میگویند : فرق است میان مقوله مضاف و اضافه به معنای مطلق نسبت . یک وقت میگوئیم اضافه و مقصودمان اضافه مقولی است یعنی آنچه که حکما در باب مقولات عشر آنرا مقوله نامیده اند ، این اضافه اضافه متکررالطرفین است و حرف مرحوم آخوند در اینجا درست است که تکررالطرفین در این نوع اضافه مربوط به عالم ذهن است . ولی اضافه معنی دیگری دارد که همان نسبت است . مثلا وقتی میگوئیم زید قائم ، نسبتی را که میان زید و قائم است کسی از مقوله اضافه نمی داند . نسبت به هر حال رابط است و رابط احتیاج به دو طرف دارد ، بله نسبت اگر در ذهن باشد دو طرف هم باید در ذهن باشد ولی اگر نسبت در خارج بود ، طرفین هم باید در خارج باشند . بنابراین وقتی یک چیز به عنوان یک نسبت در خارج بود طرفین آن هم باید در خارج باشد . بنابراین وقتی ما یک چیز را به عنوان یک نسبت و اضافه شناختیم و یک طرف آن در خارج است و بگوئیم یک شیء موجود در خارج با یک شیء معدوم نسبت دارد ، اشکال میشود که این حرف چه معنی میتواند داشته باشد ؟ و این جواب که طرفین در ذهن موجودند جواب صحیحی نیست . البته اصل مدعا را مرحوم آخوند قبول دارند ولی به حرفشان در اینجا اشکال وارد است . [ علامه طباطبائی ] بعد میگویند که : لازمه اثبات امکان استعدادی این است که ما گسستگی میان حال و آینده را از بین ببریم ، امکان استعدادی یک رابطه میان گذشته و حال و آینده به شمار میرود و رابطی است که آنها را بهم پیوسته