حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢
سؤال : معلوم نشد که بالاخره موضوع ، طبیعت جوهریه است یا صور نوعی ؟ پاسخ : صور نوعی هم جوهر هستند . جوهر تقسیم میشود به نفس ، عقل ، ماده ، صورت ، جسم ، پس صور نوعیه هم جوهر هستند . حال که مطلب رسید به اینجا ، عود میکنند به آنچه که در فصل پیش گفتند که حرکت نیازمند به موضوعی است که ثابت باشد و مما بالقوه و مما بالفعل باشد و هوالجسم ، تکلیف آن مطلب چه میشود ؟ و آیا آن حرف با حرف اینجا سازگار است ؟ میگویند ما آن حرف را به مذاق قوم گفتیم ( البته تصریح نمی کنند ولی نتیجه حرف اینست ) و حالا آن مطلب را تصحیح میکنیم و توضیح میدهیم . آنهایی که میگویند حرکت نیازمند به موضوع ثابت است آیا مقصودشان حرکت عرضی است ؟ ( مقصود از حرکات عرضی اینستکه نسبت حرکت با موضوعش نسبت امکانی باشد و مقصود از حرکات ذاتی ، حرکاتی است که لازمه ذات موضوعش باشد و قهرا نوع اول منطبق میشود بر حرکات در اعراض و نوع ثانی منطبق میشود بر حرکات در جوهر ) میپرسیم که مقصودشان از موضوع چیست ؟ آیا موضوع شامل ماهیت هم میشود ؟ اگر بگویید بله شامل ماهیت هم میشود ، میگوییم : چنین موضوعی در حرکت جوهریه هم وجود دارد ، چون در آنجا ماهیت ثابت است ولی وجود متجدد میباشد . ( البته منظور ماهیات متدرجه بالقوه نیست که بعدا میگویند ) و واضح است که با معنایی که برای موضوع ذکر کردند ، هرگز چنین چیزی ( ماهیت ) مقصود قوم نیست و گفتن اگر مقصود چنین چیزی است ، مورد ندارد ، و مقصود مرحوم آخوند هم از این تشقیق ، شکافتن مطلب است . اما اگر مقصودتان صرف ماهیت نباشد بلکه یک ماهیت متحصل متحقق باشد ، می گوییم این در تمام حرکات ضرورت ندارد بلکه تنها در حرکات عرضیه لازم است ، و حرکات جوهریه نیاز به چنین موضوعی ندارند . پس این که در فصل پیش گفتیم که حرکت نیازمند به موضوع است ، اینجا