حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧
چنین نیست که چیزی در عالم حادث نشود ولی این چنین نیز نیست که هر چیزی که به وجود میآید از عدم مطلق حادث بشود . هر چه حادث میشود از چیزی به وجود میآید ، به این معنی که ماده اش قبلا وجود داشته است و از آن ماده و در آن چیز تازه ای به وجود میآید ، که به این ترتیب نظریه قوه و فعل با نظریه ماده و صورت توأم میشود . یعنی دائما صورت ها بر ماده ها عارض میشوند و قوه ها به فعلیت میرسند و فعلیت اشیاء هم به صورت اشیاء است نه به ماده آنها ، یعنی حقیقت آنها صورتست نه ماده . پس بنابر نظر ارسطو اشیاء مرتب در حال حدوثند چون صورتها مرتب حادث میشوند ، ولی این صورتها ابتداء به ساکن به وجود نمی آیند بلکه از ماده ای که سابق بر آنها است به وجود میآیند ، ماده محض است که این صورت ها را متعاقبا میپذیرد . در دنیای اسلام ، متکلمین نظریه خاصی در مورد حدوث عالم دارند که میشود گفت تصور اکثر مردم معمولی همین است و آن اینکه اساسا حادث زمانی هیچ سابقه ای ندارد و از عدم محض به وجود میآید . خالقیت و مخلوقیت یعنی چه ؟ علت که معلول را ایجاد میکند ، معلول یا موجود است یا معدوم . اگر موجود باشد که تحصیل حاصل است . و اگر معدوم را ایجاد کند ، معنایش این است که معدوم متلبس به وجود شود ، و این تناقض است و محال است . در دوره جدید نظریه ای که الیائی ها اظهار داشتند و فخر رازی هم به صورت شبهه ذکر کرده است در پیشرفتهای ابتدائی علوم جدید زنده شد . لاوازیه پس از یک سلسله آزمایشها میگوید که ماده عالم نه کم میشود و نه زیاد ، موجود شدن در واقع یک نوع نقل و انتقال است و معدوم شدن نیز یک نوع تغییر شکل دادن است مثل نفت چراغ که در اثر سوختن به چیزهای دیگری تبدیل میشود ، نه اینکه از بین برود . بعد از نظریه لاوازیه نظر دیگری پیدا شده است که همان نظریه متکلمین را تأیید میکند ، و آن اینکه عالم به سوی حالت تعادل پیش میرود و هر چه تغییر