حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩
قدیمی جزء لایتجزی و اعتقاد به جواهر فردی که مجموعه آنها صورت جوهر سه بعدی در ذهن به وجود میآورد ، میباشد . البته این قبیل مطالب به طور کلی با " شدن " مغایرت دارد ولی به هر حال اعتقاد فخر رازی در باب حرکت چنین است که آنجا که حرکت است بی شمار " بودن " های مستقل از یکدیگر هست و در خیال ما چنین متصور میشود که یک امر تدریجی الوجود و متصل وجود دارد و حال آنکه چنین چیزی در عین خارجی منتفی است ، هر حرکت میلیونها موجود و معدوم شدنهاست . برای اعتقاد به حرکت در جوهر و بعد چهارم بودن زمان توسط ملاصدرا ، از این جهت با ارزش است . صدرالمتألهین بعد از نقل تشکیک فخررازی میگوید این شبهه به وسیله میرداماد گشت و همین اعتقاد به وجود خارجی حرکت قطعیه زمینه و مقدمه شد برای اعتقاد به حرکت در جوهر و بعد چهارم بودن زمان توسط ملاصدرا . صدرالمتالهین بعد از نقل تشکیک فخر رازی میگوید این شبهه به وسیله بهمنیار از عدهای از قدما نیز نقل گشته است و بهمنیار بدین گونه پاسخ داده که این شبهه حرکت قطعیه را نفی میکند ولی حرکت توسطیه را رد نمیکند . و نیز میرداماد تشکیک فخر رازی و پاسخ بهمنیار هر دو را بی اساس و مخدوش دانسته و بیانی خاص در این باب میکند .
تعریف حرکت توسطیه و حرکت قطعیه
ما قبل از وارد شدن در این مسائل ابتدا باید در باب حرکت قطعیه و توسطیه تصور صحیحی داشته باشیم تا متوجه نقل قولهای آخوند بشویم . بعضی گمان دارند که حرکت بر دو قسم است قطعیه و توسطیه و این غلط است . حرکت به دو معنی اطلاق میشود ، حرکت بمعنی القطع و حرکت بمعنی التوسط و اطلاق حرکت به این دو معنی به اشتراک لفظی است نه اشتراک معنوی . یعنی اینجا